
یادداشت/بی داوری
اواسط مرداد ماه که عطر مزرعه های خیار دست ِ رازلیق رو بین دهکده های سراب بالا می بره، مسابقه فوتبال داشتیم.از سراب تا اسفستان راهی نیست .اگه ماه رمضان نبود پیاده می رفتیم. بعد از یک ربع بیست دقیقه بگو بخند ِ مینی بوسی رسیدیم سر قرار .پشت آثار باستانی به جا مونده از حمله ی مغول. یه کم دور تر از جاده سراب به اردبیل .تا چش کار می کرد چمن زار سرسبز مثل همیشه لم داده بود. و آفتاب می گرفت. دورتا دورش برکت بود و اردک و گاومیش . میدان فوتبال منتظر ما بود. سکوی...


