سروده استاد بابک فرهادنیا شاعر مطرح کشوری و همشهری بامرام مان از سراب
- شناسه خبر: 61230
- تاریخ و زمان ارسال: 11 فروردین 1405 ساعت 19:17
- نویسنده: modir

من داغدار غربت شاهم ، مرا ببخش
معجون تلخ شعله و آهم ،مرا ببخش
از من بجز شراره و شیون چه مانده است
من داستان غصه و چاهم ، مرا ببخش
دلتنگی غروب غم آلود زخمی ام
بی آسمان ترین تجسم ماهم ، مرا ببخش
آب از سر بی کسی من گذشته است
اینک به جای پای عشق نگاهم ،مرا ببخش
گرگان قصه دریدند یوسف مرا
کنعان بی چراغ بخت سیاهم ،مرا ببخش
در ماتم تو هلهله کردند کوفیان
تهران تار شام گناهم ، مرا ببخش
بی تو تمام شهر بیابان من شده است
بی آشنای کوچه و راهم ، مرا ببخش
ما را نصیب بعد تو بی تکیه گاهی است
ای تکیه گاه و جاه و پناهم ، مرا ببخش
توضیح :
این سطرها در حال و هوای غم انگیز لحظه های ابتدایی شهادت مولایمان سروده شده و بسیار تالم آور است . پیشاپیش از حزنی که بر آن سایه افکنده از شما پوزش می طلبم .







