بمن سرهنگ نیستم! ولی قبلا سروان بودم+ سند
- شناسه خبر: 4824
- تاریخ و زمان ارسال: 7 اردیبهشت 1394 ساعت 23:44
- نویسنده: modir
![]()
«برای مردم خیلی عجیب بود که چطور یک افسر میخواهد در مسجد سخنرانی کند! به همین دلیل شب اول سخنرانی که به مسجد رفتم، با انبوه کثیری از جمعیت روبرو شدم که شاید بیشتر برای دیدن من آمده بودند. جالب اینکه بسیاری از مقامات اداری و حتی نظامی و انتظامی هم به مسجد آمده بودند. البته در آن شبها من با لباس شخصی (کت و شلوار) در مسجد سخنرانی میکردم و هر شب نیز جمعیت بیشتر میشد. برای مردم بسیار جالب بود که یک نفر نظامی سخنرانی مذهبی میکند و به آیات قرآن مجید و احادیث استناد میکند و در شبهای احیا روضه میخواند. برخی از روسای ادارات که در جلسات سخنرانی شرکت کرده بودند، با شگفتی به من میگفتند: «جناب سروان، شما خیلی خوب سخنرانی میکنید و اطلاعات دینی شما خیلی زیاد است.» آنها نیز مانند بقیه مردم نمیدانستند من روحانی و معمم هستم. البته آقای موسوی (امام جماعت مسجد جامع) من را به خیلیها معرفی کرده بود، ضمن اینکه روحانیون شهر و جوانان انقلابی من را میشناختند…»
از کتاب خاطرات حسن روحانی، صفحه ۳۷۹

