یادداشت/مردی که یازده سال با سرطان جنگید+شعر از مرحوم محققی
- شناسه خبر: 4408
- تاریخ و زمان ارسال: 2 اردیبهشت 1394 ساعت 19:41
- نویسنده: modir

به گزارش صدای سراب جواد عباس زاده طی یادداشتی نوشت:این نوشتار را نه به دلیل نسبت فامیلی و خویشاوندی با زنده یاد از دنیا رفته مرحوم ابوالفضل محققی بلکه به دلیل معرفی یک انسان مدنی و شهروند اخلاق مدار می نگارم باشد که مورد اقبال مخاطبان قرارگیرد.
مرحوم ابوالفضل محققی که ریشه در یک خاندان خوشنام،زحمت کش و نیک اندیش سرابی داشت همواره در میان نزدیکان و آشنایان خود مورد احترام بود و اخلاق مداری و رفتارهای مدنی نامبرده زبانزد آشنایان و کسانی بود که اندک شناختی از وی داشتند.
درس ها و نکته های آموزنده ای را در واکاوی زندگی شخصی اش می توان بیان داشت
این شهروند اخلاقی مدار با آنکه از ۱۱سال پیش چنگال سرطان مخوف بر زندگی وی چنگ زده بود اما هرگز تسلیم محض این اهریمن سلامتی نشد و تصمیم گرفت بدون هراس از نام و قدرت مخوفش به ستیز با آن بپردازد.
او با عمل دقیق به توصیه های پزشکان معالجش در طول ۱۱سال اجازه نداد تا امید به زیستن و نشاط و سرزندگی از زندگی اش رخت بربندد ،و حتی تا واپسین روزهای زندگی اش هراسی از سرطان نداشت ،اما تقدیر را چه می شود کرد اگر مقدر به رفتن و آن دنیایی شدن باشد.
تا واپسین روزهای حیات دنیوی اش هرگز اجازه نداد تا روند درمانی و رنج جسمانی اش تاثیری بر اخلاق و رفتارهای اجتماعی اش داشته باشد ،مهمترین دغدغه او همانا مواظبت و دقت در تاثیرنکردن بیماری بر چند و چون برخوردها و رفتارهایش در جامعه بود.
با وجودی که در چندماه گذشته با مرگ دست و پنجه نرم می کرد اما هرگز از به کاربستن واژگان احترام آمیز نسبت به دیگر افراد غافل نشد تا جایی که ۲ روز قبل از رفتنش با صدای ضعیف و لرزان در تماس تلفنی از پرستار مهربان خود اقای سیدباقر نادری که بدون هیچ چشمداشتی و صرفا از روی علاقه به شخصیت اقای محققی و حرفه مقدس اش کمک حالش بود و وقت و بی وقت در مواقع نیاز بر بالین او حاضر میشد تشکر کرد و بر قداست شغل و حرفه پرستاری تاکید کرد.
با وجود اینکه امکانات مالی اش جوابگوی هزینه های درمانی اش بود اما دغدغه سایر بیماران و نیازمندان را داشت بارها یاداورمی شد که در فکر افرادی هستم که به هردلیل توان مالی شان اجازه ادامه پروسه درمانی را نمی دهد او از نزدیکان خود دعوت می کرد تا به موسسه های خیریه کمک کنند او بیش از همه به کار موسسه محک علاقمند بود و اقدام خیران ان مرکز را می ستود.
همسایگان آن مرحوم هرگز کاری خلاف شئون شهروندی و همسایگی از او ندیدند او هرگز از کوچه به عنوان کارواش و یا محل ریختن زباله و یا برف زمستانی استفاده نکرد و همواره سعی می کرد تا در فعالیت های گروهی اهالی برای زیبا سازی کوچه شان سهیم باشد.
به گفته همسرش او در ۴۰ سال زندگی مشترک با همسرش گفتار و رفتاری تندخویی ندید و حتی در مواقع عصبانیت نیز این انسان مدنی بر رفتار خود کنترل داشت و کلمه ای زشت و نامناسب بر زبان نمی راند.
وی همچنین هرگز تصمیم خلق الساعه در طول زندگی مشترکش اتخاذ نکرد و در تمام کارها با همسر و بعدها با فرزندانش مشورت می کرد.
او به شدت نسبت به صله ارحام دقت داشت و سعی می کرد تا در روزهای بدی و خوشی فامیل همدم و مونس آنها باشد و هر انچه از دستش می امد برای کمک به اقرباء و آشنایان خود به کارمی بست.
شخصیت وجودی اش در ضمنی که از تحقیرو تمسخر کردن دیگران به دور بود و بدگویی و غیبت از دیگران را خوش نمی داشت در عین حال از ستایش منفعت طلبانه و اغراق امیز افراد دیگر پرهیز می کرد و هرگز حاضر نبود به خاطر مادیات شخصیت و گوهر ناب انسانی اش را به حراج بگذارد.
کتابخانه کوچک اما پرمحتوای خانگی اش نشان از داشتن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی این عزیز از دنیا رفته دارد او با وجود مشغله کاری اعم از کارمندی و کار اداره یک مبل فروشی از مطالعه کتابهای مختلف به خصوص در حوزه ادبی و جامعه شناسی غافل نماند و این پیامی است برای نزدیکان و آشنایانش که کتاب را دوست دارند..
در حوزه فعالیت اجتماعی و اداری اش در بین همکاران خود در اداره کشاورزی و بعدها جهاد کشاورزی به خوشنامی،پاکدستی و انظباط و داشتن وجدان کاری مشهور بود،وسواس خاصی به رعایت قوانین و مقرارات اداری داشت و قانون بد را بسیار خوبتر از بی قانونی می دانست..زمانی که ناظر و مجری احداث ساختمان جهاد کشاورزی بود از احداث زمین مسکونی برای ساخت خانه شخصی اجتناب کرد تا شائبه ای ایجاد نشود.
در کسب و کارهم متعهد به سود مناسب بود و بارها گله می کرد که چرا برخی فروشندگان بی محابا سودهای کلانی برای فروش اجناس مطالبه می کنند.
در سفره حلال این مرد خوشفکر سرابی فرزندانی رشد و نمو یافتند که هرکدام سرمایه معنوی ارزشمندی برای والدین محسوب می شوند
با نثار صلوات و فاتحه ای روح این عزیز از دنیا رفته را میهمان کنیم
در پایان دست نوشته و مطلب زیبایی از مرحوم محققی در وصف زادگاهش سراب را تقدیم می کنیم که چند روز پیش در صفحه عیسی باربد درج شده بود
ساراب شهریم …
گئجه دور
قارانلیق قاناد آچیپ دنیالار اوسته
منیم آنا یوردوم ساراب شهریم ،
داغلارین قوینوندا،
سان کی بیر ابدی یوخودا یاتیپ
اوزاقلاردا ،اوجا داغلار ،
باشی قارلی قوجا داغلار
باشی باشا چاتیپ پیچیلداشیللار
اونلارین باخیشیندا اینتیظار یاتیپ
منی گوروب گیزلین سوز دانشیللار
هیچ سس سمیر یوخدور
سویوق بیرسازاخ اوزومه دگیر ،
اللر اوشویور
اورک دوگینور
سینمده هارای چکیرم آی اوجاداغلار،
سولیین منه ،
کچمیش زمانلاردان بری
نه اولوب ینه؟
هیچ بیردینمیللر،
آنجاق بوسکوت قورخودور منی ،
گئچمیش قورخولار یادیما دوشور
گئچیرم کورپی اوستونه
تاجیار چایی خاطرلایر منی ،
شیرین نغمه سیله دینلیر منی…
من باغلییام بو توپراغا..
داغا… داشا…
گویده گئزن بولودلارا
ایسترم سنی…..
از آقای ابولفضل محققی







