مکه برای شما فکه برای ما/ بدرود ای شاهدان دفاع از ناموس وطن در خاک خونین وطن
- شناسه خبر: 31771
- تاریخ و زمان ارسال: 26 تیر 1395 ساعت 15:07
- نویسنده: modir

به گزارش صدای سراب, سید ابراهیم صدوقی زی یادداشتی نوشت:
بسم رب الشهدا والصدیقین
وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ
(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹
(مکه برای شما ،فکه برای من ، بال نمی خواهم همین پوتین های خاکی هم می تواند مرا به آسمان ببرند ) شهید آوینی
آری اصل حقیقت همین است که روانشاد آوینی گفت ونگذاشت فکه فراموش وخاموش شود.
آیا این بیان گرانبها معجزه ای از بیان تاریخ شفاهی دفاع مقدس از این مرد بزرگ والهی نیست ؟
آیا این سخن اوج ابراز ناراحتی وبغض از مظلومیت فکه نیست ؟
درود وسلام خدا بر روح پاک سید عزیز آوینی که تاریخ شفاهی ومستند دفاع مقدس را برای ایران وایرانیان آزاد مرد زنده وزنده تر کرد روحش شاد.
جنگ و ناجوانمردی های جنگ را در عمل دیده بودم ، نامردی های خلبانان صدام ملعون را به عین دیده بودم که چطور بدون هدف بمب ها را برروی مردم بیگناه سرازیر میکردند و گردان پدافند با شهامت ما بدون ترس برروی آنها آتش میگشود و….
اما بعد از سالها پایان جنگ ، برای مادرانی که دردانه وجگر گوشه شان در فکه، مظلومانه وناجوانمردانه به دست بعثی های ملعون به شهادت رسیده است و زیر تلی از خاک و رمل رفته فکه انگارهمان مکه است ،شوق دیدار معبود در وجود برای هم رزمی که درحین دفاع مقدس همه همرزمانش از تشنگی وگرما داشتند جان به جان آفرین تسلیم می کردند ولی به یاد حسین بن علی استقامت وپایداری کردندوهیچکدام بخاطر همدیگرلب به آب نمی زدند ، فکه انگار همان مکه است که شوق دیدار معبود شان در وجود شان موج می زد.
اگر دل در گرو مادیات وظواهر دنیا نکنی وخدایی فکرکنی وخدایی بیندیشی وبه فکر دفاع از ناموس وغیرت ووطن باشی مکه را در بیابانهای گرم وسوزان وخونین فکه خواهی یافت وزمانی که یافتی ، میشوی شهید داودی ، می شوی شهید شکاری ، می شوی برادران حسن نژادحقی می شوی برادران علوی و صدها شهید این کشور که یکی از یکی جوانمرد تر و با شهامت تر، کدامش را بگویم ، مانده ام
قدم بر رمل های فکه که می گذاری تازه می فهمی که چه گوهرهای گرانقیمتی این ایران عزیز داشته وتقدیم وطن و دیار کربلا کرده است وبی دلیل نیست که گفته اند کربلای فکه .
فکه همان جای متبرک ومظلومی هست که جوانان بی ادعای متدین این مرزوبوم با پشت کردن به مادیات وظواهر بی مقدار دنیا، عاشقانه وعارفانه وسرمست از دیدارخدا ومسرور از رسیدن به معبود خویش قدم بر خاکش گذاشتند ویک قدم پا پس ننهادند و حسین گونه شهید شدند.
بعد از برگشت از سفرراهیان نور برای یکی از دوستانم عکسی ارسال کردم که درفکه گرفته بودم ورویش نوشته بود
*** اینجا خاکش ازجنس آسمان است ***
او با طعنه ای نوشت : خاکش را از آسمان ریخته اند ؟
بغض وعصبانیت گلویم را فشرد واشک در چشمانم جاری ، با قدری حوصله وتحمل وخویشتن داری نوشتم :
نه ، فکه جایی ست که خاکش را بچه های آسمانی وبا غیرت وشرف پر کشیده واز آسمان آورده اند تا ما زیارت کنیم واگر قدری متاثر شدیم در زندگی وگفتار وکردار مان تامل وفکر کنیم.
آنانکه از جان گذشتند و نگذاشتند حرامیان صدامی برخاک وطن پا گذارند وآلوده اش کنند , خاکی ورملی که هنوز هم بوی خون وعشق و شهادت ورشادت واستقامت و پایداری وجوانمردی و بزرگمردی آن به مشام آدم می رسد وتا به امروز آثار آن جوانمردی ها در خیل عظیم اقشار این مرزوبوم دیده می شود ازشهامت شهدای انرژی هسته ای تا شهدای سیستان و ترورهای ناجوانمردانه . خاکی که عده بیشماری از رزمندگان از شدت تشنگی در بیابان بی رحم وسوزان فکه شهید شدند وعده ای به طرز فجیعی بدست دژخیمان کثیف ولعین صدام به شهادت رسیدند.
واما واما بوی آن روزگار را زمانی احساس خواهی کرد که توهم خاکی وآسمانی بیندیشی ، متاثر باشی و فکر کنی اما نه با فکر ماهواره ای ، اگر فکر واعتقاد وذهنت ماهواره ای باشد الی الابد نتوانی فکه وخاکش ، فکه وآسمانش ، فکه ومقامش ، فکه و رزمندگانش ، فکه و مظلومیتش ، فکه و شاهدانش ، فکه وجانبازانش فکه وایثارگرانش را درک کنی.
فکه خود شهادت می دهد که جوانان وشهدای مظلومش نه بخاطر مال دنیا ، نه بخاطر ریاست ، نه بخاطر پست ومقام تنها به خاطر عشق به وطن ، عشق به حسین (ع) وعشق به دفاع از وطن وناموس اش جان در این سبیل الله سپردند.
فکه قدمگاهی ست که هم وضو می خواهد هم پای برهنه چرا ؟ چون هم قتلگاه ۱۲۰شهید والفجر مقدماتی وهم بچه های ناب وطن در آن نماز خوانده اند وناله ها کرده اند به درگاه ربوبی وهم برای تقدیر از مظلومیت، مقاومت، تشنگی وعطش وعدم تسلیم به دشمن تا حد شهادت و ایستادگی و وقاروجوانمردی ست آنگاه که درکش کردی ، متاثر شدی ، غم جانکاه ناشی از مظلومیت عزیزان بروجودت مستولی شد آنگاه و آن لحظه یواش یواش میبینی که تمام مظلومیت فکه را خود فکه برایت گفته وبعد از شهدای دفاع مقدس ، این بار فکه مظلوم دیگری برایت معرفی می کند : شهید سید مرتضی آوینی.
می بینی که ساعت ها سر تعظیم فرود آوردن و گریه کردن بر آن خونهای بناحق ریخته شده کم است وکم است ولی دورکعت نماز زیارت تسکینی هرچند ناچیز بر روح وروان آدمی می گذارد وسپس در دل می گویی .
خداوندا تو چقدر بر ظلمی که بر این لاله ها شد ، صبر کردی وآنگاه بر ذهن می آید که فرموده : ان الله مع الصابرین وسپس یادت می آید نصرمن الله وفتح قریب سپس در دل مقایسه میکنی که چطور امام شهیدان خمینی عزیز با عزت وعظمت به رحمت ایزدی پیوست وچطور سرکرده حرامیان با ذلت وخواری وصف ناپذیری زیر حلقه دارو در اوج پستی وفرومایگی و ذلالت بالای دار رفت .
دیدار اتفاقی در فکه مظلوم :
دو مادر شهیدی را دیدم که هنگام خروج ما از خاک پاک فکه قدم بر آن می گذاشتند سرحال و استوار وبا روحیه ,گفت : مادر شهید حسین افشاری هستم از تهران.
گفت : عزیزش در جزیره مجنون شهید شده ، بیست سالش بوده عکس اش هم در دست مادر بود.
دعای مادر برای ماها این بود که : انشاالله همتون بروید کربلا ، همه زیر پرچم آقا امام زمان ( عج) ، درد وبلا از ایران برود بیرون ، شما که یاد شهدا کردید ، شهدا دست همتون رو بگیره انشاالله.
چه زیبا دعا می کرد چه صادقانه و مهربانانه ، چه آرزوهای خوبی برای مردم ایران وجوانان می نمود.
والحق که پیرو ولایت وفقاهت بود که ذره ای از دنیا و ناسازگاری اش وفقدان جگر گوشه اش اظهار ناراحتی و گلایه نداشت
فقط همه را دعا کرد ودعا کرد چه روحیه ای چه صلابتی چه صداقتی.
درود خداوند برچنین شیرزنانی که پس از سالها وسالها در نبود جگر گوشه اش اینچنین با وقار واستوار وبا صلابت وبا روحیه بالا همه را دعا ومردم را به خیر ونیکی آرزو می کرد ( فیلم کوتاه صحبت های این دو مادر عزیز به یادگار در نزد اینجانب هست وبسیار قابل احترام ومایه مباهات است وافتخار بر مادران زینب گونه این سرزمین پاک )
خداحافظ ای فکه ای مظلوم سربلند ای مقاوم ماندگار در تاریخ
حقیر در دل نوشته دفتر فکه این چنین نوشتم وبعلت تالمات روحی از نوشتن عاجز بودم واز خدا یاری خواستم که خدایا شاید دیگر عمری باقی نبود وقسمت نشد بیایم ، یاری ام فرما چند قلم چیزی بنویسم و نوشتم که چه واژه ای بنویسم در مقام تان که حق تان ادا شود ؟ بنویسم بدرود ای شهید با خون خفته عزیز ؟ بگویم بدرود ای مردان بی ادعا ی ستم دیده از قوم لعین؟ بگویم بدرود ای آخر عشق وایثار؟
بگویم بدرود ای آخر آرمان شهادت طلبی ؟ بگویم ای کبوتران عطش پرپرشده در آسمان عشق ؟ بگویم بدرود ای شاهدان دفاع از ناموس وطن در خاک خونین وطن ؟ بگویم بدرود ای عاشقان پرپر شده مطیع ودل سپرده به ولایت ؟
انصافا کدامیک از این واژه ها می تواند با آن همه از ازجان گذشتگی ها وفداکاری ها ودلاوری ها وایثارگری ها برابری کند وحق را ادا نماید ؟
به خاک پاک فکه قسم هیچ واژه ای یارای قدردانی وسپاسگزاری از آنها را ندارد و زبان وبیان عاجز است وقاصروناتوان .
ولی اینرا می توان از خداوند شهیدان طلب کرد که :
خداوندا به ذات اقدس ات وبه جان حسین بن علی (ع) تشنه لب مولای شهیدان ویگانه پرچمدار شهادت وتظلم خواهی وظلم ستیزی قسم ات می دهیم این لاله های بخون خفته در خاک وطن وشهدای بی ادعای نیکو سرشت نیک سیرت عزیزمان را با شهدای صدر اسلام وشهدای کربلا محشور بفرما وبر خانواده های عزیز وداغدیده شان بردباری وعزت وکرامت هرچه بیشتر عطا بفرما . آمین
( سید ابراهیم صدوقی سرابی)
انتهای پیام/ص








