دل نوشته ای برای جانباز/ می گویند مدافعان حرم برای خوردن می روند, آری! برای خوردن می روند، خوردن گلوله
- شناسه خبر: 28833
- تاریخ و زمان ارسال: 22 اردیبهشت 1395 ساعت 15:13
- نویسنده: modir

به گزارش صدای سراب, حمد امجدی مجری سرابی شبکه سهند طی یادداشتی با عنوان” دل نوشته ای برای روز جانباز نوشت”:
امروز روز جانباز است، روز میلاد اسوه وفا و قدرت و رشادت، روز میلاد عباسی که با خشم خود در برابر هر ناحقی، عاشقانه و مهربانانه،وفای خود را نسبت به برادرش،حسین آزادمرد نشان داد و چه زیبا، هم خشم و هم، محبت را در کنار هم معنی کرد.اگرچه عباس میخواست عطش سوزان فرزندان و یاران حسین را در دشت پر بلا رفع کند ولی کاری کرد کارستان، تا یک عمر تاریخ بشریت از وفا و هیبت و برادر دوستی و اسلام دوستی سیراب شود و در این راه دستان خود را هدیه برادرش کرد.
امروز، روز انسانهای فرشته گونی هست که عین اباالفضل وفادار برای رهبر بودند و هستند و برای حفظ امنیت مردم و خاک پاک وطن و در این مسیر عشق جویی دو دست داده اند و از خدا دو بال گرفته اند، دو پا داده اند و ویلچر هدیه گرفته اند، خاک جبهه هاخورده اند و خاکی شده اند و مطمئنا کسی که این ویژگی ها را دارد ارزش کارش کمتر از شهادت نیست و اینان شهیدان زنده اند.
اما امروز چی؟
اگر پدران و برادران ما روزی چشم داده اند، تا ما چشمانمان امروز خوب ببیند و حق را از ناحق تشخیص دهد. آیا چشمانمان اینگونه کار می کند؟ آیا چشمانمان سره را از ناسره خوب تشخیص می دهد و بصیر هست؟آیا وقتی چشمانمان در فضای مجازی که عین یک جبهه حق و باطل هست، میتواند خوبی ها را ببیند و انتشار دهد و یا گاها زندگی خصوصی مردم را ببیند و به خاطر آبروی مردم هم که شده جلوی انتشار آن را بگیرد، یا خیلی راحت با دیدن پست ها، کامنتی در راستای بی آبرویی هم وطن خود بنویسد.
جانبازان آنروزها دست هاشان را دادند تا امروز ما دو دست داشته باشیم برای، دست دادن جهت ابراز محبت به هم نوع، جهت نوشتن خوبی ها و معارف و اخلاق و علم انسانی بر کتابها ، برای ساختن کشور برای اختراعات و امروزه در صفحه های مجازی شبکه های اجتماعی، نه اینکه با دو دست خود،آبروی برادر و دوست خود را ببریم و خیلی راحت و ساده عکس و تصویر و فیلم زندگی مردم را در معرض نمایش عموم قرار دهم و از این کار خود هم لذت ببریم و شاد باشیم.
این شادی مادی با شادی معنوی جانبازان که برای ما امنیت را هدیه داده اند آیا قابل مقایسه هست؟
دیشب که برنامه زنده گئجه لر، شروع شد و منور زده شد ، جانبازان وارد صحنه شدند یکی با عصا و بدون پا بود، یکی با عینک دودی و بدون چشم بود یکی بدون دست بود، اما چقدر متواضع و فروتن و با لبخند زیبا همه دور میزهای برنامه حضور یافتند تا بار دیگر وفای خود را به مردمان کشور خود نشان دهند.
من دیشب از کنار آنها بودن لذت بردم و یک درس بنام درس تواضع و فروتنی یاد گرفتم و به این نتیجه رسیدم که در صحنه تلویزیون بودن که بالاتر از صحنه پا دادن و چشم دادن و دست دادن و زندگی دادن نیست. پس باید در محضر همه جانبازان که کمر همت بستند و عاشقانه به نبرد رفتند و امروز کمرشان در ظاهر خمیده هست، کمر خم کرد تا هم نفس با این عزیزان شد.
اینان انتظارشان از من و شما ها، فقط یک یاد کردن هست و قدم در راه پاکی ها و مسیر حق گذاشتن و حفظ غیرت مردانه و خاک وطن و یار رهبر بودن هست.
آی آنهایی که امروز می گویند، مدافعان حرم پول می گیرند و برای خوردن به سوریه می روند و می خوابند، بلی راست میگویید آنها برای خوردن میروند ولی ،گلوله خوردن، آنها برای خوابیدن می روند ولی، آرام خوابیدن پس از شهادت.
ما ها زندگیمان را مدیون خون شهدا و جانبازان هستیم. قدر امنیت کشورمان را بدانیم تا آرام زندگی نماییم. جانباز عزیز روزت مبارک.
دل نوشته حامد امجدی حقیر








