بودن یا نبودن کمپ ترک اعتیاد کوثر سراب!
- شناسه خبر: 27707
- تاریخ و زمان ارسال: 7 اردیبهشت 1395 ساعت 2:03
- نویسنده: modir

به گزارش صدای سراب, خانم لیلا شهبازی طی یادداشتی با عنوان” بودن یا نبودن کمپ ترک اعتیاد کوثر سراب!” نوشت:
آدم هایی معمولی مثل هزاران انسانی که در این شهر یا شهرهای دیگر زندگی می کنند، بعضی بسیار خوش صحبت ، شوخ طبع و برخی بسیار اخمو و بی حوصله، اکثرا با زیر پیراهنی و زیرشلوار و جورابهایی کشیده بر روی زیر شلوار، تقریبا همگی این افراد زیرچشمشان گود افتاده و لاغر و چروکیده و با دندان های زرد، در بینشان همه نوع آدم و از هر سنی می توان دید از جوان ۲۰ ساله تا پیرمرد ۶۰ ساله که هر کدام حرف و حدیث هایی دارند و پر بیراه نیست، شاید دلشان کمی هوای تازه و دویدن در هوای بهاری می خواهد و اما دلخوش به نسیم خنکی که از پنجره های فولادی به داخل می آید خوش است و خود را مجاب کرده اند تا زمان مقرر به اتمام نرسد باید در این خانه اجباری بمانند. اینجا کمپ ترک اعتیاد کوثر سراب خانه اجباری معتادان دستگیر شده یا خودمعرف است، برای کسانی که اولین بار با این افراد روبرو می شود تشخیصشان از بقیه افراد بسیار سخت است، اما یک تفاوت عمده با بقیه آدم ها دارند به آنها گفته می شود معتاد در برخی نگاه ها اطلاق کلمه معتاد پایان انسانیت، مجرم، انگل جامعه؛ ناهنجاری و… این کلمات را خودشان نیز قبول دارند چرا که بارها با این کلمات آنها در جامعه مورد خطاب قرار گرفته اند. آنها می دانند در واقع بیمارانی هستند که راه به خطا رفته اند ولی در دل برخی از آنها هنوز کورسوی امید وجود دارد، به قول یکی از کمپ نشینان اگر رفتارها با او عوض نشود بیشتر در منجلاب اعتیاد فرو خواهد رفت، می گوید: فکر می کنید من اگر یک ماه یا دو ماه در کمپ بمانم و بر فرض مثال ترک کنم آیا وقتی از اینجا بیرون می روم نمی توانم اعتیادم را دوباره شروع کنم،؟به شرطی می توانم مقاومت کنم که دست حمایتی مادی یا معنوی از من باشد، من می خواهم به من به عنوان یک بیمار نگاه شود نه یک مجرم!
اکثر کمپ نشینان بنا به گفته خودشان به دلیل اعتیاد به تریاک، متادون و شیشه در پشت دربهای همیشه بسته کمپ در حال ترک اجباری هستند، پای درد و دلشان که بنشینی خیلی ها سعی می کنند خود را مظلوم جلوه دهندو چنان وانمود می کنند که هیچ وقت در عمرشان موادی مصرف نکرده اند و اشتباهی دستگیر شده اند آنقدر اغواکننده که شک شنونده را برمی انگیزد ولی وقتی از مسئول کمپ صحت گفته ها را پیگیر می شوی، پرونده شان را که نشان می دهد می بینی نه یکبار اول بلکه برای بار سوم هست که به کمپ تحویل داده شده است! یکی از این بیماران تاکید دارد که در زمان دستگیری به صرف مصرف استامینوفن کدئین، نتیجه تست اعتیاد مثبت شده و حاضر نشده اند دوباره از او تست بگیرند در حالیکه این ادعا بر خلاف واقعیت و شواهد هست چرا که تست اعتیاد در زمان مصرف داروهای کدئین دار سه بار گرفته می شود این موضوع را یکی از مسئولان کمپ می گوید؛ ولی از این صحبت های ضد و نقیضشان که بگذری در ته چشمانشان آشفتگی و نگرانی موج می زند، سرخورده و نگران از آینده نامفهوم و دل نگران خانواده شان هستند که بدون سرپرست و حامی مالی رها شده اند، یکی از افراد که بدون رعایت نوبت از بین افراد فریاد می زند شمایی که آمده اید اینجا حتما می دانید فصل کاشت محصول است من کشاورزم زمینم مانده نگران زن و بچه ام هستم چه برسرشان می آید، چرا کسی به فکر خانواده ما نیست، من باید مجازات شوم ولی تاوان اشتباه مرا خانواده ام هم می دهند، چشمانش پر از اشک می شود و ته مانده غرور مردانه اش اجازه سرازیرشدن اشک را نمی دهد، یکی دیگر که جوانی تقریبا ۲۵ ساله به نظر می رسد می گوید ۱۵ روز است اینجا هستم به مادرم گفتم برود خانه شوهر خواهرم او نمی داند من در کمپ هستم گفته اند رفته ام مسافرت؛ حالا نگرانم چه بر سر مادرم خواهد آمد در این مدتی که من هستم آبرویم جلوی شوهر خواهرم خواهد رفت… ولی این یک طرف قضیه است طرف دیگر، جامعه ای است که برای حفظ خانواده های خود از گرفتار شدن در دام اعتیاد باید نسبت به این افراد بدبین باشد باید مراقب فرزندان نوپای خود باشند تا سرنوشتی همچون اینان نداشته باشند، باید اجازه معاشرت به فرزندانشان با این طیف را ندهند و باید همیشه به این بیماران با بدبینی نگاه کنند. کمی برای نگران شدن آنها دیر شده چه می شد این دل نگرانی از آینده زن و فرزند کمی زودتر وجدان خفته این افراد را بیدار می کرد تا گرفتار این درد خانمانسوز نمی شدند، چقدر خوب می شد این عذاب وجدان کمی قبل به سراغ افراد می آمد و برایشان این سوال ایجاد می شد که چرا من نتوانم مثل بقیه سالم زندگی کنم و مایه افتخار مادر پیرم شوم!
ریشه همه این بدبختی ها از نبود آگاهی و تفکرات غلط به وجود می آید اگر برگردیم به کمی قبلتر و دلیل شروع مصرف مواد و اعتیاد را بپرسیم قریب به اتفاق آنها تعارف دوستانه و مصرف تفننی را دلیل شروع اعتیاد بیان می کنند مطمئنا هیچ وقت فکرش را هم نمی کردند روزی خواهد رسید که اوضاعشان وخیم خواهد شد و راه نجات برایشان بسیار باریک تر از مو خواهد شد گذشته از تمامی مشکلاتی که در این خصوص وجود دارد و سوای همه پشیمانی ها و حتی بی خیالی های برخی افراد کمپ نشین طرف دیگر مسئله خود کمپ و اوضاع نابسامان آن است، کمپی که چندی پیش بدون انجام کارشناسی های لازم راه اندازی شد و توانست با کمال شگفتی در پیچ و خم اداری به راحتی مجوز بگیرد و به پذیرش بیماران بپردازد ولی در ادامه راه به دلیل رعایت نکردن حداقل هایی که مطمئنا اگر مدیریت درستی داشت امروز لازم نبود مسئولان نگران آینده و به فکر تعطیلی کمپ باشند. فضای داخلی کمپ از یک راهرو شروع می شود و در بدو ورود بوی تند سیگار و زیرسیگاری پر از ته مانده های آن خوش آمدگویی نه چندان دلچسبی به بازدیدکننده ها می نمایند. در سمت چپ دوباره راهرویی که یک میز که از قرار میز پذیرش است در داخل آن گذاشته شده و به ترتیب آشپزخانه، دفتر مدیریتی و دستشویی به چشم می خورد روبروی راهرو درب قفل شده ای وجود دارد که بیماران در آنجا نگهداری می شوند داخل که می شوی سمت راست یک سالن بسیار بزرگ به نام اتاق بهبودی وجود دارد با تعدادی تخت های دوطبقه که همگی با ملافه های آبی گلدار پوشانیده شده، وجود دارد و دور تا دور دیوارهای بلند آن پنجره های زیادی وجود دارد که جریان هوا را در داخل سالن برقرار می کند از دیگر وسایل سالن تلویزیون و دی وی دی به دیوار نصب شده و فرش و پتوهای کف سالن انداخته شده ظاهر کمپ از نظر کسی که به عنوان یک تماشاگر است نیز شسته و رفته و نسبتا تمیز به نظر می رسد اما از نظر اداره بهزیستی که وظیفه دقت و بررسی تمامی موارد را دارد و کوچکترین موردی از دید پنهان نمی ماند دارای کاستی های بسیاری هست، همه بیماران از خدمات ارائه شده در کمپ احساس رضایت دارند و هیچ کس شاکی نیست؛ ولی سخت می شود به صحت گفته هایشان اطمینان داشت به همین دلیل باید همه موارد را چک کرد؛ روبروی اتاق بهبودی اتاق سم زدایی وجود دارد که بیماران در بدو ورود به مدت چند روز در آن نگهداری می شوند و با بهبودی وخامت اوضاع آنها به آن اتاق هدایت می شوند. متاسفانه شیوه نگهداری بیماران کمی نامناسب به نظر می رسد بیماران غربالگری نمی شوند و تمامی آنها در یک سالن نگهداری می شوند، نبود مددکار اجتماعی کمپ که مشکلات خانوادگی آنها را حل و فصل کند از کمبودهای بسیار پررنگ کمپ است که باعث به وجود آوردن مشکلات زیادی شده، عدم مراجعه پزشک یا روانپزشک به صورت مستمر یکی دیگر از مشکلات موجود در میان این کاستی ها است؛ به نظر می رسد تعطیلی کمپ تصمیم مناسبی نباشد؛ بلکه تغییر مدیریت و رعایت استانداردهای موجود که جزو سیاست های بهزیستی، ستاد مبارزه با مواد مخدر و… است می تواند تصمیم گیری درستی از سوی مسئولین امر باشد که البته باید منتظر ماند و دید مسئولین کمپ در ضرب الاجل تعیین شده چقدر در برطرف کردن نواقص موجود اهتمام خواهند داشت.
یادآوری این نکته لازم است که برچیدن کمپ و منتظر تاسیس کمپ جدید بودن زمان بر و همراه با هزینه زیادی خواهد بود؛ بلکه تمامی مسئولین که به نوعی احساس مسئولیت می نمایند باید با دلسوزی برای شهرستان پای کار بیایند و دست به دست هم بدهند و با رفع نواقص و کاستی ها کمپی مطابق با استانداردها بسازند.
به امید روزی که نیاز به کمپ در هیچ شهرستانی از جمله سراب نباشد و همه افراد راه و روش زندگی سالم را بیاموزند.
لیلا شهبازی/ دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر شهرستان سراب
انتهای پیام/ص







