رقابت انتخاباتی یا ترویج دشمنی ؟!
- شناسه خبر: 26800
- تاریخ و زمان ارسال: 25 فروردین 1395 ساعت 15:35
- نویسنده: modir

به گزارش صدای سراب, حافظ بی غم طی یادداشتی با عنوان ” رقابت انتخاباتی یا ترویج دشمنی ؟!” نوشت: رقابت در هر زمینه ای امری پسندیده و ضرورتی برای ایجاد شرایط رشد و توسعه است. روی همین اصل در کتاب آسمانی مان قرآن کریم نیز به صراحت بر رقابت روی کارهای نیک تاکید شده است .( فاستبقوالخیرات).
رقابت انتخاباتی یکی از مواردی است که افراد مختلف با توانایی های متفاوت و با اهداف و نیت های مختلف پا به عرصه ی آن می گذاردند و خود را در معرض قضاوت مردم می گذارند. در این رقابتها که اصول اولیه ی آن تکیه بر شایستگی های فرد و برنامه هایش می باشد مردم به تناسب علایق، گرایشات و میزان اعتمادشان به کاندیداها که بخش اعظمی از آن را از راه بررسی شعارها و رفتارهای انتخاباتی بدست آورده اند رای می دهند. نکته ی بسیار مهمی که در این میان وجود دارد میزان آگاهی رای دهندگان و در واقع نگرش منطقی و تحلیل گرانه به وقایعی است که در جریان تبلیغات انتخاباتی و رقابت بین رقبا اتفاق می افتد.
اساسا و در شرایط عادی رقابت، اولین واکنش پرخاشگرانه از سوی کسی اتفاق می افتد که در شرایط نامساعدتری قرار دارد. این رفتار پرخاشگرانه بیشتر ناشی از فشار و استرس و ترس از شکست فرد است و هر چقدر شدت این استرس بیشتر باشد رفتارهای غیر عقلانی و خطرناک فرد نیز افزایش یافته و نهایتا منجر به حمله های ارادی و غیر ارادی می شود. البته این یک واکنش کاملا ارگانیک و طبیعی در میان جانداران است اما نکته ی با اهمیت قضیه، تبعات و پیامدهای این واکنش هاست که ممکن است برای کنشگر و محیط اطراف او اثرات مخربی را به دنبال داشته باشد.
از منظر اجتماعی، واکنش افراد شاخص می تواند به عنوان الگو برای شهروندان عادی پذیرفته شود بر همین اساس در کشورهای توسعه یافته برای ترویج رفتارهای درست و مقبول اجتماعی از افراد شاخص به عنوان الگو استفاده می کنند و صد البته رفتارهای ناشایست این گونه افراد شدیدا در دایره توجه منتقدان اجتماعی قرار دارد زیرا رفتارهای ناشایستی که از این افراد سر می زند می تواند موجب خسارات جبران ناپذیر برای جامعه شود.
اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می شود که گروهی از به اصطلاح مبلغان کاندیداها در سراب، به منظور دست یابی به آرای مردم، گروههای هواداری را به کاشتن بذر دشمنی و نفاق سوق داده و با استفاده از ادبیات ستیزگرانه به جای ادبیات رایج و متداول رقابتهای انتخاباتی، به گونه ای عمل می نمایند که مستمع و یا خواننده ناخودآگاه طرف رقیب را در جایگاه دشمن فرض می کند.
اگرچه در هر جای دنیا میهمانان ناخوانده همواره مترصد فرصت هستند تا به هر طریق ممکن حقی را از آن خود نمایند لیکن سوال اینجاست که چه کسی تاوان این بدعت را در آینده پرداخت خواهد کرد؟ آیا شایسته است که به خاطر به دست آوردن آرای مردم، شیوه ای غیر انسانی از رقابت را ترویج نماییم؟ جوانانی که امروز ندانسته در دام مطامع فرصت طلبان گرفتار شده و به زعم خود به خاطر شهر و دیار خود برای ایشان تلاش می کنند فردا چه تکلیفی با کینه کاشته شده در سینه خود دارند؟
آینده منطقه و رقابتهای آتی اگر بر پایه شیوه پایه گذاری شده توسط یک تفکر غیرعقلانی باشد مردم چگونه به همدیگر اعتماد خواهند کرد؟ مردم چگونه به همدیگر تکیه خواهند کرد؟ و آیا اساسا فرصتی برای ابراز وجود فرهیختگان و نخبگان وجود خواهد داشت؟
اگر بنا باشد هر شخص توانمند و علاقه مند به خدمت به مردم خود به شدیدترین وجه ممکن آماج حملات ناجوانمردانه و دشمنانه قرار گیرد آیا در آینده انگیزه و تمایلی از سوی افراد و شخصیت های برجسته برای داوطلب شدن به خدمت به زادگاه خودشان وجود خواهد داشت؟
اینها سوالاتی است که ذهن های تحلیل گر و منصف و آینده نگر را به چالش فرا می خواند و روز به روز بر نگرانی های بزرگان و فرهیختگان این دیار می افزاید.
تفکر عمیق= انتخاب صحیح
انتهای پیام/ص








