مادرم پشتوانه واقعی و قهرمان اصلی زن دگی من است /مادرم یک تنه نقش پدر و برادر از دست رفته ام را برایم ایفا کرد
- شناسه خبر: 10855
- تاریخ و زمان ارسال: 7 مرداد 1394 ساعت 13:49
- نویسنده: modir

به گزارش صدای سراب , گفتگویی را با رتبه برتر کنکور تجربی شهرستان سراب ترتیب دادیم که از نظرتان می گذرد:
لطفا خودتان را معرفی کنید؟
سارا لامعی ملائی متولد ۱۳۷۵شهرسراب
مقاطع تحصیلی را در کدام مدارس طی کردید؟ و معدل درسی تان؟
دبستان ارم،مدرسه راهنمائی زینب کبری دوسال اول و سال آخر را در غیرانتفاعی تلاش ، و سال اول دبیرستان نمونه دولتی فدک و بقیه کلاس ها را در دبیرستان غیرانتفاعی نوین سراب گذراندم،معدل کتبی سوم دبیرستان ۱۹٫۷۷ و پیش دانشگاهی ۱۹٫۴۶
انتظار رتبه دو رقمی را داشتید؟
جیم:انتظار رتبه تک رقمی را داشتم،رتبه کشوری ام ۲۳۶ است.
چه عاملی باعث شد این انتظارت محقق نشود؟ و بیشترین و کمترین درصدهایت کدامهابودند؟
: فضای فیزیکی برگزاری آزمون را مقصر می دانم متاسفانه چینش صندلی ها که بر اساس معدل بود باعث شد تا در بخش ابتدایی راهرو قرارگیرم تردد بیش از حد و صحبت های برخی رابطین موجب حواسپرتی شد البته این مطلب را صرفا برای اصلاح گفتم و فی المجموع راضی هستم. در عربی بیشترین و در ادبیات کمترین درصدها را نسبت به درس های دیگرم دارم.
کلاس کنکور رفتی؟ چگونه مطالعه می کردی؟
به جز کلاس های درسی و نیز تست زنی آزمون های قلم چی در هیچ آموزشگاهی شرکت نکردم و معمولا هم باتوجه به تجربه سایر دوستانم چندان این حضور را موثر نمی دانستم، در ضمن معلمان ارجمندم در مدرسه اقایان هابلی،بشارت،سپهر,ساعدی و سایرین همواره با سعه صدر وگشاده رویی اشکال های درسی ام را رفع می کردند.
با توجه به اینکه پدر و تنها برادرم چند سال قبل به رحمت ایزدی رفتند تنها حامی من که در واقع نقش پدر و برادرم را هم به عهده داشت مادرمهربان و عزیزتر از جانم بود ،در بین اقوام دائی ام اقای جمال کمالی منش و اقای حسن ناظری نقش حمایتی ویژه ای داشتند.
در مورد مادرم باید بگوییم مادرم خانم زهر ه کمالی منش هرگز احساسی تصمیم نمی گیرد و حتی به من اصرار می کرد که مبادا به خاطراو از انتخاب دانشگاه های تهران صرف نظر کنم.
در روزهایی که مدرسه می رفتم ۶ الی ۷ ساعت مطالعه داشتم و در روزهای تعطیل ۱۰الی ۱۱ ساعت مطالعه می کردم ،یک نکته اساسی در مطالعات من این بود که هرگز تا نصفه های شب بیدار نمی ماندم ساعت ۱۱ /۱۱٫۵ می خوابیدم و صبح زود, بعد از اینکه نماز صبحم را می خواندم شروع به مطالعه می کردم.
در کنار کارهای درسی آیا فعالیت های دیگری هم داشتید؟ نقش دوستانتان را چگونه ارزیابی می کنید؟
سهم ورزش درزندگی من روزانه ۲۰دقیقه بود و بدون استثناء هر روز ضمن اینکه فریضه واجب نماز رابه جا می اوردم خواندن قران و نیز دعای معراج و عهد را فراموش نمی کردم .
دوستانم نقش مثبتی درموفقیت من داشتند و حتی جو معمولا حسادت گونه ای که برخی به آن معتقدند درزندگی اجتماعی با دوستانم جایی نداشت و جوی که در کلاس بود جو دوستی و کمک به همدیگر بود.
چرا پزشکی را انتخاب اول خود کردید؟چه توصیه ای به هم سن و سالهای خودتان دارید؟
اول ها که به تجربی رفتم شیمی مورد علاقه من بود و بعدها به داروسازی علاقه پیدا کردم اماحدود سه ماه مانده به کنکور بود که به پزشکی علاقمند شدم و اگر خدا بخواهد تصمیم دارم که این رشته را تا تخصص مغز و اعصاب ادامه دهم .
به دوستان و دانش آموزان توصیه خواهرانه ای که دارم این است که هدف خود را مشخص کنند و خودشان تلاش و همت به خرج دهند و منتظر دیگران نباشند.
اولین جمله ای که با کلمات زیر به ذهنتان می آید را بیان کنید.
کنکور:سکوی پرتاب به موفقیت
مادر: پشتوانه واقعی و قهرمان اصلی زندگی
پزشکی:خدمت به مردم
پول: اگر به پول بها می دادم سراغ پزشکی نمی رفتم چرا که سالهای زیادی باید زحمت کشید و تلاش کرد و معنویت مهمتر از پول است.
معلم: دلسوزی و فداکاری
قران: راهنما و آرامبخش
نماز: ارتباط با معبود و آرامش
سراب: به شهرم عشق می ورزم و تعالی و توسعه آن ارزوی من است،
فردای سراب: مردم باید دست در دست هم دهند،توسعه و پیشرفت سراب با همت مردم امکان پذیر است تا اهالی نخواهند اتفاقی نخواهد افتاد سراب افراد موفق زیادی دارد که می توانند فردای بهتری برای سراب رقم بزنند.
به دلیل عدم تمایل، تصویر این دختر موفق سراب انتشار نمی یابد .
در روزهای آتی سعی خواهیم کرد با سایر برترین ها مصاحبه داشته باشیم.
گفتگو از جواد عباس زاده







