تبلور عشق رهبری به شهدای آذری زبان/ مقام معظم رهبری در مورد کدام شهید فرمودند:معلوم است خانواده شهید فرهنگی و مذهبی هستند
- شناسه خبر: 42840
- تاریخ و زمان ارسال: 23 بهمن 1395 ساعت 13:11
- نویسنده: modir

به گزارش صدای سراب, یکی از فعالان رسانه ای استان گفتگوی مقام معظم رهبری با پدر یک شهید آذربایجانی را با ترجمه ای زیبا این گونه می نویسد: رهبر معظم انقلاب، در دهه فجر امسال در بهشت_زهرا بر سر مزار شهدا و شهدای آتش نشان حاضر شدند.
حین فاتحه خوانی رهبر انقلاب بر سر مزار شهید ناصر_مهرورز از شهدای آتش نشان، پدر یکی این شهید به حضرت آقا نزدیک شده و می گوید؛ “میشه من شما را ببوسم؟!”
درخواست پدر داغدیده ی حادثه ی ساختمان پلاسکو کافی بود تا حضرت آقا خودشان قدم جلو گذاشته و پیرمرد را در آغوش بکشند.
پیرمرد به زبان ترکی می گوید؛ “اورگیم سیزه قوربان” [قلبم فدای شما]
و حضرت آقا در جواب می فرمایند: “آللاه ائلمه سین” [خدا نکند]
پیرمرد که جواب ترکی از رهبر فرزانه انقلاب دریافت کرده می گوید؛ “آقا من آذربایجان لیام”
حضرت آقا در جواب می فرمایند؛”بیلیرم” [میدانم]
دیالوگ کوتاه رهبر معظم انقلاب با پیرمرد آذربایجانی بار دیگر عمق علاقه ایشان به آذری های کشورمان را به تصویر کشید.
اما عشق مقام معظم رهبری به شهدا و خانواده شهدای آذری زبان در این حضور بسیار برجسته بود, در گوشه ای دیگر از این امامزاده انقلاب آقا در حال عبور چشمشان به تابلو زندگی نامه شهید هادی جوان دلاور شهیدی که سرابی الاصل هست می افتد.
ایشان بعد از خواندن و توضیحات همراهان متاثر شده و سر مزار حضور یافته و از شعر روی سنگ مزار و جمله زیر تابلو و تزیینات مزار توجه ایشان را به خود جلب می کند و می فرمایند: معلوم است خانواده شهید فرهنگی و مذهبی هستند.


شعری که روی مزار شهید هادی جوان دلاور نوشته شده است سروده ای است که برادر شهید جعفر جوان دلاور نگاشته است :
خوشا آنانکه با عزت زگیتی
ندای یا حسین گفتند و رفتند
در این بازار این دنیای فانی
شهادت را خریدند و رفتند
و اما شهید هادی جوان و زندگی نامه ای که مقام معظم رهبری را متاثر کرد:
در تاریخ ۶۳/۹/۱۱ در اوج جنگ تحمیلی در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود و بنا بر اعتقادات والدین و مانند سایر فرزندان نام مبارک یکی از ائمه برای او انتخاب شد که بعدها به اثبات رسید که واقعا برازنده ایشان بود چون( هادی) هادی دیگر فرزندان شد.

از همان دوران کودکی علاقه فراوان به امور مذهبی داشت و مقید به انجام فرایض دینی بود تا آنجا که قبل رسیدن به سن تکلیف شرعی با نماز مانوس بود و حتی در ماه مبارک رمضان پا به پای والدین و برادر و خواهران بزرگترش روزه میگرفت و همچنین از همان کودکی علاقه زیادی به شغل پلیسی نشان میداد و همیشه میگفت که میخواهم پلیس شوم تا از مردم مواظبت کنم.

بعد از پایان تحصیلات دیپلم به خدمت سربازی اعزام شد و علی رغم اینکه امکان خدمت را در مکان و محلی راحت و آسان(دفتر فرماندهی) داشت اما بنا بر اعتقاداتش به صورت داوطلبانه به منطقه عملیاتی پدافند سرخه حصار و قرار گرفتن در کنار سایرین انتقال یافت و تا پایان خدمت در آنجا بود.

عد از پایان خدمت با طی مراحل گزینش در سال ۸۶به استخدام نیروی انتظامی درآمد و همزمان نیز مشغول ادامه تحصیل در رشته(علوم قضایی) مرتبط با شغل خویش نمود و با تلاش وصف ناپذیری در کنار انجام مسولیتهای شغلی توانست مدارک تحصیلی دانشگاهی خود را اخذ و در مدت کوتاه موفق به دریافت درجه افسری گردد و به اذعان همکاران و فرماندهان ناجا از همه لحاظ اخلاقی ،انظباط،شجاعت،مردم دوستی، تدین و سخت کوشی الگو و زبانزده اطرافیان بود تا آنجا که در چندین مرتبه مورد تشویق نظامی و دریافت رتبه شده بود.

در سال ۹۲ بنا بر دستور و درخواست والدین تصمیم به ازدواج گرفت و در تاریخ۹۲/۱۰/۲۸ در مراسمی بسیار ساده سر سفره عقد نشست.

اما هنوز از شروع دوران ازدواج ایشان مدتی نگذشته بود که در حادثه ای غیر قابل تصور و در حین انجام ماموریت شغلی و در لباس مقدس نظامی بعلت برخورد مواد محترقه تعمدی در آخرین سه شنبه سال ۹۲/۱۲/۲۷ دچار مجروحیت شدید گردید و در نهایت هم بعد از تحمل دو جانبازی بنا بر مشئیت الهی در سحرگاه ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ مصادف با رحلت حضرت زینب کبری(س) ندای معشوق را لبیک گفت و عاشقانه بسوی معبود پرواز کرد.










افتخار شهدا و این شهید خدا شکر برای کل ایران و خطه غیرتمند آذربایجان است
زیباترین
جلوات عشق،
خونی است که
بر پیشانی شهید
می نشیند
روحشون شاد و قرین رحمت الهی
ضمن تشکر از مسولین محترم صدای سراب بخاطر نشر فرهنگ شهدایی و زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا و تبریک به خانواده این شهید والامقام همچنین عارضم که بنده فیلم مستند این شهید عزیز را از صدا و سیما دیده ام بسیار تاسف و تاثر برانگیز و عبرت آموز است لذا خواهشمندم در صورت امکان این مستند را ارائه بفرمایید تا بیندگان آن را ببینند باتشکر
واقعا این یک افتخار برای ملت آذربایجان از جمله سرابی ها است.آذربایجانی ها در هشت سال دفاع مقدس نیز افتخار آفرین بودند.شهادت برای ما آذری ها افتخار است.
باسلام،شب عید ۹۳ یکی از سخت ترین و درعین حال غم انگیزترین شب عیدهای عمرم بود.در اون شب بنده به همراه همه خادمین و من جمله برادر شهید،در حال نظافت و شستشوی امامزاده معصوم(ع)(تهران) بودیم و داشتیم خودمون رو برای تحویل سال و پذیرایی از زائرین آقا آماده میکردیم.اتفاق و یا خاطره اون شب هیچوقت از یاد خادمین وبنده حقیر فراموش نخواهد شد.بعد از اتمام کار در حالیکه داشتیم خادمین رو به منزلشون میرسوندیم به یکباره تلفن همراهم زنگ خورد و درحالیکه برادرشهید به سختی صحبت میکرد گفت «هادی هادی» که بلافاصله پرسیدم هادی چی؟که دوباره گفت «هادی هادی» بعد گفت بیا بیمارستان لقمان!سریع خودمو به بیمارستان لقمان رسوندم و دیدم همه ماموران نیروی انتظامی در محوطه بیمارستان جمع شده بودن،تازه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده؛ اینرو هم باید اضافه کنم که در عید اون سال کوچکترین لبخندی حتی از هیچ یک از خادمین دیده نشد .عید سختی برای همه ما بود.روحش شاد و یادش گرامی به برکت صلواتی بر محمد و آل محمد(ص)
جمله زیبای بزرگی همیشه در ذهنم مرور میشود “شهید قلب تاریخ است “