غیرت بیداری سروده ای از شاعر سرابی مهر اسا پروینی شاعر آیینی و انقلاب سراب با
- شناسه خبر: 42548
- تاریخ و زمان ارسال: 18 بهمن 1395 ساعت 12:09
- نویسنده: modir

غیرت بیداری
برف باریده و زیرش جنگل گم بود
و زمین زیر درختان معطل گم بود
نه کسی بود که نام آور این خاک شود
نه کسی که قدمش زینت افلاک شود
آسمان در قفس آینه زندانی بود
صبح گهواره ی شبهای پریشانی بود
نا گهانی شد وچرخی زد و شیری زایید
دل دریایی تقدیر دلیری زایید
مردی آمد که گل و آینه در چنگش بود
داغ صد لاله گروگان دل تنگش بود
مردی آمد که پر از غیرت بیداری بود
سرو سبزی که پر از ذوق سپیدار ی بود
مردی آمد که به ما آیینه ها را فهماند
خنجر و خاطره وخون وخدا را فهماند
او به ما گفت که ما باید عاشق باشیم
تا ابد همنفس داغ شقایق باشیم
*******************************
مرد رفته است ولی خالی جایش اینجاست
او خودش نیست ولی خاطره هایش اینجاست
مهرآسا پروینی









با تبریک ایام دهه ی فجر حضور همشهریان عزیز و استاد مراسمی که واقعا یکی از افتخارات شعر منطقه شمالغرب و بخصوص آذربایجان هستند من سالهاست که دورا دور با شعرهای این زن قلم بدست آشنایم درسته سرابی الاصیل
دور از سرابم اما حتی در پایتخت هم در محافل ادبی ایشان را بعنوان یکی از وزنه های شعر انقلاب و جنگ یاد میکنند استاد افتخار ما هستین سلامت باشین وبرقرار
استاد دست مریزاد الحق حق امام راحل را خوب ادا کردی
نازم به غیرتت بانو
نا