پرش به محتوا
امروز: دوشنبه، ۲۷ مهر ۱۴۰۵

چوپان و نماینده دروغگو!

کد خبر: ۲۵۱۰۶ بازدید: ۱,۹۵۴
چوپان و نماینده دروغگو!

روزی معلم سر کلاس به یکی از شاگردان گفت درس چوپان دروغگو را بخوان.
بچه زد زیر گریه و گفت : نمی توانم آقا معلم!
معلم پرسید: چرا؟
بچه پاسخ داد: آقا! پدرم این صفحه را از کتابم پاره کرده
معلم بر آشفت و جویا شد : به چه دلیل؟
پسره با لحنی لرزان گفت : آقا معلم! پدرم چوپان است.
از خواندن این درس سخت خشمگین شد و رو به من گفت : من و پدرم و پدر بزرگم چوپان بوده ایم و هیچ کدام از ما دروغگو نبوده است. اما یک نفر در ده ما پیدا شد و گفت به من رای بدهید تا برای شما مدرسه بسازم، خانه بهداشت درست کنم ، جاده کشی کنم به روستا وبه بچه هایتان شغل ایجاد کنم.
ما هم باور کردیم و به او رای دادیم و آقا شد نماینده مجلس و به هیچیک از حرف هایش هم عمل نکرد و جواب سلاممان را هم نمی دهد.
به معلمت بگو این صفحه را پاره کردم تا به جای چوپان درغگو درس جدید : ” نماینده دروغگو ” را تدریس کند.

دیدگاه‌ها (۱)

  1. داورغیور

    عالیه باید به اون پدر احسنت گفت ماشاا… احسنت تبارک الله احسنول خالقین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیر منتشر می‌شوند.