تصویری/ اختتامیه جشنواره عسل و لبنیات
- شناسه خبر: 11200
- تاریخ و زمان ارسال: 12 مرداد 1394 ساعت 11:25
- نویسنده: modir

به گزارش صدای سراب, اختتامیه جشنواره عسل و لبنیات دیروز تا نیمه های شب طول کشیدکه در این مراسم ضمن پذیرایی از میهمانان با محصولات لبنی شهرستان سراب برنامه های متنوعی از جمله موسیقی سنتی و برنامه های شاد دیگری اجرا شد.
در این مراسم که با هدف معرفی توانمندی های شهرستان سراب در حوزه های مختلفی فرهنگی, اقتصادی و اجتماعی برگزار گردید فرماندار, شهردار و رییس اداره صنعت , معدن و تجارت شهرستان سراب سخنرانی کردند.
در پایان ضمن تقدیر از برترین های کنکور شهرستان در سالجاری مراسم قرعه کشی یک دستگاه پراید از میان افرادی که عوارض شهرداری را به موقع پرداخت کرده بودند به عمل آمد و از فعالان برگزاری نمایشگاه تقدیر بعمل آمد.











































با سلام و احترام
پیرو مراسم اختتامیه جشنواره عسل و لبنیات سراب در تاریخ ۱۱/۰۵/۹۴ و بعضی مسایل مطرح شده از جانب فرماندار محترم شبهه ای در ذهن ایجاد شد و چون مطمئن بر وجود فضای آزاد فکری در جامعه و شهرم سراب بودم از روی کنجکاوی خواستم تا مطالبی را به دور از حاشیه سازی های سیاسی مطرح نمایم. البته در دوران مسئولیت فرمانداران قبلی هم انتقاداتی داشتیم که به صورت مکتوب و یا شفاهی طی جلساتی مطرح نمودیم. مطالب جامعتر پیرامون مسایل فرهنگی و علمی در برآورد جامع علمی و فرهنگی شهرستان که توسط نهاد مردمی در دست تهیه است ذکر خواهد شد.
مطالبی در این مراسم مطرح شد که از ان جمله نبود نیروی انسانی متناسب با نیازهای شهرستان بود، سوال ما این است که این نیروی انسانی متخصص که باید تحویل جامعه می شد حاصل برنامه ریزی مردم هست یا مسئولین؟؟؟ چندین بار به صورت مستقیم و غیر مستقیم این مسئله را به مسئولین گوشزد کردیم که رشته های مقطع دکتری و ارشد و سایر رشته ها که به خاطر نجات دانشگاه از رکود به سراب آورده می شود جز تحویل عده ای با مدرک فوق لیسانس و لیسانس بیکار به جامعه هیچ ارزش دیگری ندارد، نتیجه این شد که دو واحد درسی که متناسب با رشته ما می¬بود را شخصی با مدرک ارشد شیمی تدریس نمود که ایشان هم علیرغم وجود جوانان دیگر نخبه سرابی از تبریز تشریف می آوردند. انتقاد کردیم که چرا با وجود جوانان تحصیل کرده سرابی در مقاطع و رشته های متفاوت اساتید غیر بومی در دانشگاهها تدریس می کنند که فردای آن روز روسای دانشگاه ها اعلام کردند که بیش از ۹۹ درصد اساتید بومی هستند. هر چند که اسامی اساتید غیر بومی به صورت مکتوب جهت ارائه آماده بود.
فرماندار محترم از تربیت نسل جوان به روز از لحاظ علمی و اجتماعی صحبت کردند، حال آقای فرماندار نسل جوانی که نمره علمی و قبولی خود را به زور تلفن و سفارش کسب کند و اگر هم انتقادی به دانشگاهی شود بگویند که چون پول میدهد باید قبول شود چه انتظاری داریم که نسل متخصص علمی تحویل جامعه دهد؟؟؟ حال این نسل متخصص تحویل داده شد کجای مراکز فرهنگی، علمی و اداری از این نسل استفاده کرده ایم؟؟ مگر غیر این است که بیش از ۶۰ درصد استخدامی های ادارات و بانک ها بعد از استخدام شده دنبال مدرک میروند؟ البته که منظور ما عده معدودی هستند.
فرمودید نسل جوان سرابی باید منتقد باشد، انتقاد به چه قیمتی؟؟؟ در جامعه ای که چاپلوسی حرف اول را میزند و پله پیشرفت بسیاری از چرب زبانان شده است و متاسفانه کم نیستند عزیزانی که از چاپلوس و چاپلوسی خوششان می آید، چه کسی به خود اجازه می دهد انتقاد کند؟؟؟ چه منتقدان نام آور و بزرگی که به خاطر خطر انداختن منافع حزب یا گروه یا عده ای با یک انگ سیاسی یا اجتماعی منزوی شده اند، شاید هم از بیشتر برخورداری های اجتماعی محروم! چه تضمینی هست که نداشته های جوان را هم به خاطر انتقادش از دستش نگیرند؟!
فرمودید فرار جوانان از سختی معیشت، الان سختی معیشت نیست، نبود معیشت برای جوان هست، جوان بیست و پنج ساله ای که موقع ازدواجش است و چشمش را به دست پدرش دوخته غیرتش قبول نمی کند سربار خانواده باشد، جوانی که باید صاحب خانواده می بود نمیتواند قبول کند که پدرش نان سفره اش را بخرد، پدری که خود شاید در خرج و مخارج خانه اش مانده! واقع بینانه قضاوت کنیم اگر کار در شهرستان بود جوان مگر بیکار است که از خانواده و زندگی دور بیافتد و با هزاران مشکل به شهر دیگری کوچ کند؟
جنابعالی به غالب بودن روابط احساسی و عاطفی بر تخصص اشاره کردید، ما که خسته شدیم و عاجز از بس از این روابط را (که شایستگی، علم، سابقه بسیاری از جوانان را حتی به اندازه دانه خردلی اهمیت نمی دهد و سفارش شدگان و دردانگان را روی چشم قرار می دهد) گوشزد شدیم، بقیه مطالب بماند، به همین چند مورد بسنده میکنم.
ولی آقای فرماندار و مسئولین محترم در این موارد چه کاری از دست مردم بر می آید، در جایی که سیاست گذار و مجری شمایید من جوان و خانواده چه کاری می توانیم بکنیم؟ در جایی که عزل و نصب ها دست شماست، استخدام ها با نظر شما هاست، نمیتوان شایسته تر ها و عالم تر ها را برگزید؟؟؟ مگر تربیت جوان تحصیل کرده متناسب با نیاز شهرستان بر عهده خانواده است؟ خانواده ای که در هزارپیچ معیشتش مانده همین بس که بتواند مخارج تحصیل جوان بیکارش را برساند. آری سی سال میگذرد جاده ما همان جاده است چندین نفر به خاطر خودشیرینی آمدند و از بودجه های میلیاردی گفتند و رفتند، از معدن نفلین سینیت گفتند و از وارد کردن علمش. بی هدف و بی برنامه بدون درنظر گرفتن بازارکار، نیاز، آینده رشته تحصیلی اضافه کردند، مراسم مذهبی و فرهنگی گرفته شد و به جز پای منبریهای ثابت بیست سی سال گذشته و عده معدودی از جوانان نتوانستیم جذب آنچنانی داشته باشیم، و هزاران افسوس دیگر، میدانید افسوس برای چه؟؟؟ برای اینکه هم نیروی جوان بود و هست و هم انگیزه بود و الان کم شده که دلیل آن هم بی توجهی مطلق به این نیروی پاک بوده، نیروی جوانی که فقط به بودنش افتخار کردیم نه به فعال کردنش، وقتی برنامه کلانی برای هدایت تحصیلات و علم جوانان در مسیرهای مورد نیاز نباشد، و آموزش علم هم اینچنین سبک شمرده شود مطمین باشیم همچنان لنگ خواهیم زد. وقنی انگیزه و محرکی برای ایجاد انگیزه برای رشد علمی نباشد آن وقت است که توسعه هم اتفاق نخواهد افتاد، ایجاد انگیزه و رشد علمی هم بخواهیم و نخواهیم آسایش روحی و آرامش فکری را می طلبد. پس قبول کنیم شهرستان سراب نه در گذشته و نه اکنون از لحاظ علمی و فرهنگی هدایت نشده است و نمیتوان فقط مردم و جوانان را در عدم پیشرفت شهرستان مقصر دانست،
قهرمانی/۱۳/۵/۱۳۹۴