مشکل بهنوش بختباری با پدرش
- شناسه خبر: 10608
- تاریخ و زمان ارسال: 5 مرداد 1394 ساعت 13:28
- نویسنده: modir
به گزارش صدای سراب,، ستال ۹۲ در روز عید سعید فطربرنامه ماه عسل با اجرا و تهیه کنندگی احسان علیخانی پس ازیک ماه تلاش برای به تصویر کشیدن زندگی و تجربه ی انسانها، در روز عید تلاش یک ماهه ی خود را به روی مقابل مخاطبانش نمایان کرد.
علیخانی ماه عسل را با این جمله آغاز کرد: سلام به روی ماه همه ی شما، عیدتان مبارک باشداز طرف همه ی عوامل ماه عسل این عید را به شما تبریک می گویم.
تیتراژ برنامه این بار با حضور خود فرزادفرزین در فضایماه عسل نواخته شد.
د و عاقبت او هم به اعتیاد روی می آورد و پس از گذشت چندین سال، اعتیاد خود را ترک کرده و با فرد دیگری ازدواج می کند و دو فرزندش نزد همسر اولش ماعضای کمیسون بهداشت و درمان مجلس نظر مثبتی نسبت به دکتر هاشمی دارند چرا که برنامه های وی کارشناسی است.ه گل قرمز و دفترچه ثامن اللحجج بود را به مهمان برنامه تقد
سپس علیخانی گفت:سی روزدر قلب ماه مبارک رمضان همه این تیتراژ
را شنیدند.
فرزینذکر کرد: برای من باعث افتخار است اگر هر فردی با این ترانه یک ارتباطی در دلش با خداوند برقرار کرده باشد همین برای من هدیه است، من برنامه امسال را به عنوان یک بیننده دوست داشتم و خوشحالم که جزء این کار بودم.
وی می آورد و پس از گذشت چندین سال، اعتیاد خود را ترک کرده و با فرد دیگری ازدواج می کند و دو فرزندش نزد همسر اولش ماعضای کمیسون بهداشت و درمان مجلس نظر مثبتی نسبت به دکتر هاشمی دارند چرا که برنامه های وی کارشناسی است.ه گل قرمز و دفترچه ثامن اللحجج بود را به مهمان برنامه تقدیم کرد. خانم جعفری به همر
شیرین مهمان امروزماه عسل بود فردی که به خاطر پدر معتادش و کمبود محبت با پسر همسایه که شرایط خوبی نداشته ،ازدواج می کند و عاقبت او هم به اعتیاد روی می آورد و پس از گذشت چندین سال، اعتیاد خود را ترک کرده و با فرد دیگری ازدواج می کند و دو فرزندش نزد همسر اولش می مانند.
حال او با حضوردوباره در ماه عسل حال خود را اینگونه توصیف می کند: بعد از این برنامه یک اتفاق قشنگ در زندگی ام افتاد، پدرم که در طول این مدت با من ارتباط نزدیک برقرار نمی کرد کاملا من را در آغوش گرفت وبرای اولین بار احساس کردم پدرم را عاشقانه دوست داشتم ،احساس کردم بعداز خدا کسی هست که به او تکیه کنم.
بعداز پخش یک آیتم ،پدر شیرین در کنار او برروی صندلی ماه عسل قرار گرفت و گفت:بعد ازدیدن برنامه دخترم دلم به درد آمد وحدود نیم ساعت بعد از برنامه گریه می کردم.
به خاطر کمبودهایی که دخترم داشته خودم را ملامت می کردم و بعد از آن به دخترم پیامک زدم و به خاطر شهامتش تحسینش کردم و بعد از او خواستم تا من را به خاطر کمبودهایی که در حقش انجام دادم، ببخشد.
درحین تمام این صحبتها پدر شیرین دستان فرزندش را با عشق می فشارد.
سپس بهنوش بختیاری بازیگر سینما و تلویزیون به جمع مهمانان اضافه شد و شیرین را در آغوش گرفت؛ بهنوش بختیاری گفت: خوشحالم که اینجا هستم، انسان با این برنامه رشد می کند و اگر کمی احساسات انسانی در وجود کسی باشد با تماشای این برنامه تغییر می کند. من شیرین را باور کردم من هم در زندگی ام بی محبتی داشتم اگه ما بازیگران مدام نقاب بزنیم وبگوییم شرایطمون خوبه، دروغ گفتیم، من هم مثل شیرین درسن ۱۷ سالگی انگونه که می خواستم از محبت خانواده بهره نبردم اما راه من و شیرین متفاوت بود.
وی ادامه داد: از پدر ومادرم تشکر می کنم چرا که آنها باعث شدند تا همیشه آرزوی دیده شدن داشته باشم ،چقدر خوبه پدرومادرها فکر نکنند که همیشه آنها به گردن ما حق دارند پدرومادرها هم خیلی وظایف دارند که باید در قبال فرزندانشان انجام دهند، روح فرزند شکننده است و در هر سنی نیاز به محبت دارد. من هم از سن ۱۷ سالگی رها شدم ولی خدا به من نگاه کرد.
علیخانی که از صحبتهای بهنوش بختیاری شوکه بود ، گفت: شما نمی ترسی که دارید تو برنامه زنده این حرفها را می زنید و بختیاری با خونسردی کامل عنوان کرد: نه و بعد علیخانی که حیرت زده شده بود گفت: چه صندلی عجیبی در ماه عسل داریم.
بختیاری با توجه به این جمله علیخانی عنوان کرد: همه فکر می کنند ما بازیگران زندگی نرمالی داشتیم اما درحالی که گذشته ما یک مسایل دیگری دارد.
علیخانی گفت: اگر ما سال دیگر برنامه داشتیم شما را با پدرو مادرتان به برنامه دعوت می کنیم.
بختیاری تصریح کرد: اگر من باخنده هایم مردم را می خندانم این خنده ها رنج است اما مناعت طبع دارد و من هر حقی که در حقم شده و بد بوده درحق هیچ کسی آن راانجام نخواهم داد.
آخرین دقایق این بخش همراه شد با حضور بهنوش بختیاری که با گریه، شیرین را در آغوش گرفت و بعد رو به دوربین نشست. او اینطور حرف هایش را شروع کرد: «هر کسی با یکی از برنامه های شما همذات پنداری کرد و برای من این اتفاق درباره شیرین افتاد. شیرین گذشته سختی داشت و از طرف خانواده اش اصلا محبت ندیده بود و حالا می گوید که با آغوش گرفتن پدرش چه حال خوبی دارد. من این را درک می کنم چون این بدبختی را در گذشته خودم داشتم.»

بختیاری ادامه داد: «ما بازیگران یاد گرفتیم با نقاب برای مردم زندگی کنیم. بگذارید یک بار هم این نقاب را برداریم. این حقیقت زندگی من است که از ۱۳ سالگی خانواده ام من را به حال خودم رها کردند. و من از آن موقع روی پای خودم بزرگ شدم. خودم شهریه دانشگاهم را دادم، همه جور غلی را تجربه کردم که خرج زندگی ام را بدهم. من محبت و توجهی از خانواده ام ندیدم. من از آنها خیلی توقع داشتم ولی آنها به من توجهی نکردند. من و شیرین مثل هم هستیم اما خوشحالم که راهی که شیرین رفت تا به اینجا برسد را من نرفتم و همان موقع خدا به من لطف کرد و کاری کرد که من به اینجا برسم. من همیشه سعی کردم بچه خوبی برای پدر و مادرم باشم و دستشان را هم می بوسم اما نمی توانم حقیقت را فراموش کنم.»

