خواهرم را تهدید به اقدام زشت کرده بودند / ناچار شدم خلافکار شوم
جوان ۱۵ ساله که اسکلت کوچک انسان را به گردن آویخته و کفش های گشاد و بلندی پوشیده بود، در حالی که بخش بلند موهای فرق سرش را با کش مو می بست و آثار خودزنی های زیادی بر دستانش نمایان بود، چشم های خمارش را به گوشه اتاق دوخت و درباره ماجرای دستگیری اش به کارشناس اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: سال گذشته وقتی از مدرسه به منزل بازمی گشتم با «فرشاد» هم کلام شدم. او سر کوچه ایستاده بود و زنجیر کوچکی را دور انگشتش می چرخاند. بچه های محل از او حساب می بردند چرا که از...

