حیدربابا همراز شهریار
نبض آذربایجان- رقیه غلامی: همیشه وقتی تقویم را ورق می زنم، دهه آخر شهریور ذهنم را سرمست از حلاوت دلپذیر سیب گلاب هایی می کند که روستائیان برایمان هدیه می دادند، همراه با لحظه های خردسالی ام که در چمنزارهای رو به «حیدربابا» اما کمی دور از آن، گوشه ای از خاطرات آن روز را شکل می داد. دورادور در پای همین کوه(حیدربابا) وقتی نسیم آرام میان باغ ها از لابه لای درختان جلوه انگیری می کرد، درختان تبریزی نیز در برابر «حیدربابا» سماع عارفانه اش را به تماشا می کشیدند همچون مریدی که در برابر مرادش سرتعظیم فرو آورده باشد....









