فرمانده گمنام
یادبود فرمانده شهید حبیب علیقلی زاده

نام : حبیب
نام خانوادگی: علی قلی زاده
فرزند: قربان
سال تولد: ۱۳۴۴
تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۱۹

چه ببرها که در این کوه ناپدید شدند
چه سروها که در آغوشمان شهید شدند

در انتظار مرام رفیق های قدیم
هزار مرتبه تقویم ها جدید شدند

هنوز پنجره مان تا خروس خوان باز است
خبر دهید به آنها که ناامید شدند

برآمدند شبی با هزار دست دعا
هزار قفل فروبسته را کلید شدند

دو واژه از دولبی را کنار هم چیدند
دو بیت ناب سرودند و بوسعید شدند

سیاهی از همه جا روسیاهی از همه سو
خوشا به حال شهیدان که روسفید شدند

نام شهید حبیب علی قلی زاده شاید برای خیلی ها ناآشناست . رزمنده ای دلاور ، بی باک و شجاع که از دوران نوجوانی به همراه سایر اعضاء خانواده وارد حرکت های انقلاب اسلامی و راهپیمائی های ضد ستم شاهی شد .
با پیروزی انقلاب اسلامی به فرمان حضرت امام(ره) برای فعالیت در بسیج مستضعفین و دفاع از انقلاب اسلامی ثبت نام کرد و در سال ۱۳۶۰ در حالی که ۱۶ سال بیشتر نداشت؛ حرکت جهادی خود را با حضور در جبهه میمک و ملکشاهی آغاز نمود.
شور عشق به سنگر و جهاد باعث شد که علاوه بر حضور تمام وقت در پایگاه بسیج ، به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآید. بعد از گذراندن آموزش های لازم این بار با لباس پاسداری عازم جبهه های نبرد گردید و با شکل گیری لشکر ۳۱ عاشورا مدتی مسئولیت بخشی از پدافند هوائی لشکر را بر عهده گرفت.
از سال ۱۳۶۲ به دلیل ضرورت استفاده از امکانات دریائی درعملیات های خیبر، بدر و … در مناطق عملیاتی جنوب درکنار برادرش، رحمت علی قلی زاده ، که در شکل گیری یگان دریائی لشکرعاشورا سهیم بود ؛ فعالیت نمود و هر دو برادر به دلیل تلاش و فعالیت جسورانه در این یگان تا رده فرماندهی گروهان ارتقا یافتند.
اوج دلاورمردی این شهید والامقام خود را در عملیات والفجر ۸ نشان داد. او در زیر بمباران های شدید هوائی ، شیمیائی و توپخانه ای دشمن ، از ابتدای عملیات، ماموریت انتقال رزمندگان اسلام به آنسوی اروند با قایق های سنگین را عهده دار بود و در حالی که از بمباران های شیمیائی شدیدا آسیب دیده بود با جان و دل وظیفه اش را به نحو احسن انجام می داد و نهایتا در حالت بی هوشی به پشت جبهه انتقال یافت.
این رزمنده شجاع چند ماه از سال ۱۳۶۵ را در حالی که تحت درمان بود در سپاه سراب گذراند. چند روز مانده به شروع عملیات عظیم کربلای ۵ در شلمچه و در حالی که خود را در پشت جبهه ، بیگانه حس می کرد به جبهه نبرد بازگشت و در کادر گردان علی اکبر(ع) لشکر عاشورا در نوک حمله قرار گرفت . این مونس دیرین سنگر و جهاد در روز اول عملیات در اثر اصابت ترکش به شاهرگ گردن به درجه رفیع شهادت نایل آمد و نامش در میان خیل شهیدان خونین بال شلمچه ثبت گردید.

این شهید گرانقدر در جریان آخرین عزیمت به جبهه به مادرش گفته بود که به زیارت امام رضا (ع) می رود ولی پدر مرحومش بعد از شهادت حبیب اظهار داشت که از حرکات و سکناتش فهمیدم که این آخرین دیدار من با حبیب است. پیکر رشید و خونین او تنها چند روز بعد از آخرین عزیمت به جبهه به سراب بازگشت و در گلزار شهدای قلعه جوق آرمید.🌹

هرچند دلاورمردی ، رشادت و جایگاه این شهید تاکنون از طرف دوستان و سازمان های مسئول مغفول مانده و چندان توجهی به جایگاه این شهید نشده ولی بدون شک بر اساس آیه شریفه ۱۱۱ سوره توبه که خداوند فرموده:
” وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ ۚ وَذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
خداوند متعال به وعده قطعی خود با شهدا عمل خواهد نمود.
پس ای شهیدان از این معامله‌ای که کردید بسی شاد باشید که این به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگ است. 🌹

بخشی از وصیتنامه‌ی پرمحتوای شهید:

من با لبیک گویی به ندای «هل من ناصر ینصرنی» حضرت امام خمینی، عازم جبهه های حق علیه باطل می شوم و دوست دارم که با خون خویش درخت آزادی را سیراب کنم. تا این درخت که ثمره اش ولایت فقیه است بارور گردد.
پدران و مادران عزیز، از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگیری نکنید. زیرا فردا در محضر الهی نمی توانید پاسخگو باشید.
من حسین گونه وارد میدان نبرد شده ام. مادرم تو نیز زینب گونه عمل کن و صبور و شکیبا باش.
زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو
نیست هنگام تحمل بی درنگ آماده شو

یاد و نام این فرمانده گمنام صحنه نبرد زنده و جاوید باد🌹

لازم می دانم از برادر گرامی و همرزمان عزیز این شهید گرانقدر که در تهیه این یادبود مساعدت لازم را مبذول نمودند صمیمانه تشکر نمایم.

خاطره حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر غفاری
( دوست و همرزم شهید حبیب علی قلی زاده)

بسم رب الشهدا
شهید آوینی میفرمود:
“شهادت جان مایه انقلاب اسلامی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.