یادداشت/ما و کرونا همین الان یهویی!!!!

خانم لیلا شهبازی فعال اجتماعی شهرستان سراب طی یادداشتی نوشت:

هنر ما از سالهای دور این است که به شرایط سخت زود خو می گیریم، مرزهای شرایط سخت نیز هر روز در حال جا به جاشدن است، یک روز شرایط سخت را در گرانی بنزین می دانستیم، روز بعد شد گرانی لبنیات، گوشت، مرغ، روز دیگر تحریم و بستن مرزهای دارویی بر روی ایران و هزار شرایط سخت آمدند و رفتند و ما عادت کردیم؛ اما امروز با شرایط فوق سختی در حال دست و پنجه نرم کردنیم که به کل شرایط سخت قبلی را از یاد برده و آن موضوع سلامتی و حمله ور شدن ویروس منحوس کرونا است؛ حالا با گوشت و پوست و استخوان مان درک می کنیم با کف نانی و جرعه آب و جایی برای خواب می شود زنده ماند، اما کرونا گریبانگیر مان که شود فاتحه مان خوانده هست، حتی اگر زنده نیز ماندیم عوارضش تا اخر عمر با ما خواهد ماند، کرونا همچنان می تازد، با کسی رودروایسی ندارد، انگار منتظر فرصتی برای شکار است، برای شکار افرادی که فاصله را رعایت نمی کنند، ماسک نمی زنند و دست هایشان را نمی شورند، تا کی همراه مان هست؟ معلوم نیست! این هم یک شرایط سخت است که چاره ای جز خو گرفتن نداریم، شاید اگر سهراب سپهری بود می نوشت تا کرونا هست زندگی باید کرد….
البته از شواهد و قراین پیداست همه ما به زندگی با کرونا عادت کرده ایم، به صورت خودکار دست می شوییم و اگر ماسک هم نزنیم حتما همراهمان هست تا اگر شرایط را وخیم دیدیم، همرنگ جماعت شویم؛ خوبی اش این است پشت ماسک نه خوشحالی ادم ها معلوم است نه غم و غصه هایشان و نه دردهایشان، نه گرسنگی شان و نه سیری شان و همین باعث شد یکرنگی با جماعت معنای تازه ای به خود بگیرد، بماند کسانی که وضع مالی خوبی دارند ماسک هایشان نیز بهتر و شیک تر و کسانی که اوضاع نامساعدی دارند به ارزان ترین وسایل بهداشتی هم قانع شده اند و اینطور می شود که با وجود یکرنگی ظاهری اختلاف طبقاتی در کرونا هم خود را نشان می دهد، بماند کسی که کرونا بگیرد با کسی که ماسکش گرانقیمت تر است در درمان و بهبودی چقدر فرق دارد، بماند.
ما و کرونا همین الان یهویی….
#لیلا_شهبازی

درباره‌ی modir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.