خاطرات عضو خبرگان رهبری از انقلاب 57 مردم سراب/
آیت الله هادی ملکوتی در بیان خاطرات از حرکت انقلابی مردم سراب در سال 57 گفت : مردم سراب و حومه آن ، هر مقداری که از توانشان بر می آمد برای انقلاب انجام داده و کوتاهی نکردند. ...
تاریخ مخابره: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶  |  زمان: ۰۸:۵۴ ق.ظ  | شماره خبر: 52543   

به گزارش صدای سراب, آیت الله هادی ملکوتی روحانی و مجاهد جلیل القدری که عمر با برکت خود را در نشر و گسترش علوم اسلامی و اخلاق و معارف دینی سپری کرده است او از مدافعان سرسخت حریم اسلام و پیوند دین و سیاست است،

این روحانی و فقیه برجسته که عمری را در محضر عالمان بزرگوار،مخصوصا پدر بزرگوار ش مرجع فقید آیت ا لله العظمی ملکوتی سیراب شده با کسب اجازه اجتهاد اینک به تدریس درس خارج فقه وحقوق اسلامی می پردازد،او ارادت خاصی به همشهریان خود دارد هربار که وارد سراب می شود راهی آرامستان شده با قرائت فاتحه یادی از دوستان قدیمی درگذشته اش میکند،سینه او مالامال از خاطرات گرانسنگی است که باید ذره ذره نگاشته شود تا یادگارآیندگان شود, باهم خود را به سال 57 می بریم و همراه خاطرات این بزرگوار وقایع بهمن سراب را مرور می کنیم.

آیت الله هادی ملکوتی عضو خبرگان رهبری در کنار مرحوم آیت الله العظمی ملکوتی از پیش قراولان انقلاب شهرستان سراب بودند.

 

ایثار و از خودگذشتگی مردم سراب و نقش بانوان سراب در انقلاب 57

برای شنیدن حال و هوای آن روزها و وضعیت حاکم برجامعه بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب گفتگویی اختصاصی را با آیت الله هادی ملکوتی ترتیب دادیم .

وی در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت: مردم سراب و حومه آن ، هر مقداری که از توانشان بر می آمد برای انقلاب انجام دادند و کوتاهی نکردند.

زمان انقلاب ما 9 نفر بودیم که اعلامیه ها را آماده می کردیم و به دست مردم روستاهای اطراف می فرستادیم و زمان راهپیمایی را با اطلاع رسانی سازماندهی می کردیم و نیروهای ژاندارمری و ارتش و ساواک فردا با خیل عظیمی از جمعیت در تظاهرات مواجه می شدند, کسبه نیز با بستن مغازه ها و تعطیلی کسب و کار خود به صفوف مردم می پیوستند.

از نکته های جالب و حمایت مردم سراب از انقلابیون که نشات گرفته از افق انقلابی مردم سراب بود, این بود که مردم سراب در ان زمان درهای خانه های خود را به روی تظاهرکنندگانی که از روستاها و حومه می امدند باز می گذاشتند تا بعد از تظاهرات کسی گرسنه به منزل نگردد و هرکس به وسع خود از تظاهرات کنندگان پذیرایی می کرد و این نشان از یک همبستگی عظیم مردمی در این شهرستان بود.

یکی از روزها بود که خبر رسید ارتش مامور به تیراندازی به تظاهرات کنندگان شده فلذا من به مردمی که در مقابل مسجد جامع جمع شده بود پیوسته و توصیه کردم که بنا به شرایط به وجود امده بانوان خود را از صفوف مردان جدا کرده و در تظاهرات شرکت نکنند.

همانجا بود که صدای الله اکبر بانویی از جمع زنان بلند شد و بر حضور بانوان در تظاهرات و سهیم شدن در این جریان انقلاب طنین انداز شد تا جایی که ان روز علی رغم تهدید مردم تظاهراتی پرشور تر و منسجم تر برگزار شد و کسی جرات تیراندازی به مردم را نداشت.

البته عاطفه و ایثار حاکم در آن زمان بر کل کشور و مردم باعث شد که انان بدون اسلحه و بدون حمایت قدرت های دنیا و بلکه با مخالفت انها انقلابی را رقم بزنند که در تاریخ اسلام کم نظیر بود.

 

وقتی فرمانده پادگان سراب با مردم همراه شد

پادگان سراب در آن زمان آموزشی بود، این پادگان مرکز آموزش سپاه دانش بود و از انجائیکه افراد تحصیل کردهزیاد بودند تفکر انقلابی و صدای اعتراض به طاغوت نیز وجود داشت,محرمانه روابطی بامسلمانان و حتی غیرمسلمانان داشتیم،وقتی حضرت آقا دستور دادند سربازها در پادگانها نمانند و فرارکنند با هماهنگی هایی که صورت میگرفت این سربازهای فراری را درروستاهای اطراف سراب جا می دادیم و حتی با کمک اهالی لباس تازه به انها داده می شدو مقداری هم وجه نقد برای خرج توراهی انها می دادیم.

فکر کنم 19 یا 20بهمن ماه بود که قرارشد با تنی چند از دوستان به پادگان برویم،چرا که خبر رسیده بود اسلحه ها غارت و ممکن است به دست جریان های چپ و انحرافی اعم از کمونسیت ها و مائوسیت هابرسد بنا داشتیم تا با کنترل قوی جلو اینکار را بگیریم آنگونه که می گفتند حدود10تا 11زاغه اسلحه در پادگان موجود بود.

برای اول بار بود که یک طلبه و روحانی قصد ورود به پادگان راداشت مرکزی که هدف عمده و مهم آن سرکوب معترضین ومردم انقلابی بود ،مرحوم حمدالله سلامی،حسن متفکر آزاد و خیرالله جاوید همراهان من بودند.

عده ای داخل پادگان به دلیل روحیه اعتراضی با طاغوت زندانی شده بودند به مرکز فرماندهی رفتیم سرهنگ آذر اسدی نیا فرمانده پادگان بود به اتاق پر پیچ وخم فرماندهی رفتم و او به استقبال امد، من بودم و او و هیچ کس دیگر آنجا نبود دست داد و روبوسی کرد و دیدم گریه می کند من ازپیشانی وی بوسیدم و گفتم خواسته ما از شما این است که به روی مردم اسلحه نکشید وبا مردم باشید که در اینصورت قول می دهم آسیبی به شما و دیگر کادر وارد نشود،

قرارگذاشتیم تا اسلحه ها کلا در یکجا جمع شود و جلو غارت پادگان گرفته شود.از طرف دیگر از آنجائیکه اقلیتی از افسران وظیفه پادگان جز نیروهای چپی بودند،بیم آن نیز وجود داشت که آنها دست به کشت و کشتار بزنند.

در بیرون مرکز فرماندهی ,تعداد زیادی از سربازان که شنیده بودنددر انجا هستم در جلو درب فرماندهی تجمع کرده و قصد حمله را داشتند که بیرون رفتم وبا موج احساسات پاک سربازان روبرو شدم(لحظاتی به دلیل بغض و اشک آیت الله ملکوتی سکوت حاکم شد)

من متوجه شدم برخی قصد حمله و غارت زاغه های اسلحه را دارندبا دوستانم به کادر گفتم شما بروید ما کارها رادرست می کنیم و هیچ اقدامی نکنید

سربازها مرادر اغوش گرفته وسرشان رابلند کردند و شعارگویان مرا در جایگاه قراردادند تا سخنرانی کنم.

اما خبری دیگری از سراب رسیدمبنی بر اینکه شایعه شده ما رادستگیر کردند احتمالا این شایعه را افراد چپی درست کرده بودند تا زمینه حمله به پادگان را فراهم کنند.

من سوار ماشین شدم جلو درب پادگان سربازان و فرماندهان جمع شده بودند برخی سواره و برخی پیاده راهی سراب شدیم.

در سه راه نماز سخنرانی کردم و در حالی که فرمانده پادگان نیزکنارم بود،بسیار نگران و مضطرب بودند زن و بچه هایش را هم آورده بود خبررسیده بود که فرمانده پادگان قزوین را سربازها چاقو زدند . آز انجائیکه در آن زمان پادگان سراب جزتابعی های جمعی قزوین بود این نگرانی مضاعف می شد که حادثه مشابه در سراب تکرار شودو همین موجب دلهره فرمانده پادگان شده بود.

احساس کردم کسانی قصد توهین و تهدید فرمانده پادگان را دارند وی سرش را روی سینه من گذاشته بود و خیلی نگران بود برخی نیروهای شهربانی هم انجا بودند،من بلافاصله برای پایان دادن به تهدیدبرخی افراد روی اقای اسدنیا را بوسیدم و اورا کنار زن و بچه هایش در ماشین نشانده راهی کردم تا از شهر خارج شوند.

 

کانون انقلاب در مسجدامیرالمومنین (میدان) سراب بود خاستگاه و مرکز هماهنگی نیروهای انقلاب در این مسجدصورت می گرفت مردم جمع می شدند سرودهای انقلابی و حماسی را تمرین می کردند عکس هاو پوسترها از انجا توزیع می شد.ماموران رژِیم جرات ورود به مسجد را نداشتند در انروز به یادماندنی سربازها میهمان مردم و بازاریان سراب بودند همه ناهار را در مسجدمیهمان مردم بودیم جمعی از مومنین و بازاریان سرابی در پاکت های زرد رنگ میوه وشیرینی تهیه و توزیع کردند مقادیری برای خرج توراهی سربازان فراری در پاکت ها پول نقد می دادند.

کسانی هم پول می اوردند که من آنها را نمی شناختم.

اینها را بنویسید تا جوانهای امروزی بدانند انقلاب مفت و مجانی به دست نیامده ،این بود ویژگی مردم سراب آن زمان،

من 200-300تومان پول برای هرکدام به اسم بدهی می دادم ،

سید فتاح شمس،علی خدنگی،عسگرنفیسی،عباس اسماعیلی،الهام زیوری،قدرت دادودی،حمدالله سلامی،بیوک بنی فاطمه،حسن متفکر ازاد،محمد علی متفکر آزاد،اسدزیوری وووو…بسیاری دیگرشب و روز در تلاش وکوشش بودند…..

 

اغتشاشگران امروز فریب خورده دشمن اند

ایت الله هادی ملکوتی در بخش پایانی گفتگو با صدای سراب با اشاره به اغتشاشات اخیر در کشور اظهار داشت: برخی از این افراد فریب خورده دشمن هستند چرا که یک فرد مسلمان هرگز به مسجد, قرآن و مسلمات اسلام نظیر حجاب توهین نمی کند.

وی افزود: ما با کسی که اسلام را قبول ندارد کاری نداریم ولی وقتی کسی که هم اسلام را می پذیرد و هم دست به اقدامات ضد دینی می زند مسلما تحت تاثیر شبکه های بیگانه و دشمن قرار گرفته است.

عضور خبرگان رهبری با تاکید بر جدا ساختن صف فریب خوردگان و افراد مغرض و تحریک کنندگان و عوامل استبداد از هم خاطرنشان کرد: دولت  نیز باید به وظیفه خود و معیشت مردم توجه کند.

آیت الله ملکوتی تصریح کرد: وظیفه همه مردم هست که در مقابل این انحطاط ایستادگی کنند و تنها این نقش برعهده نیروی انتظامی, بسیج و سپاه نیست چرا که امر به معروف و نهی از منکر یک فریضه واجب الهی است.

وی در پایان ضمن ابراز امیدواری برای برگزاری با شکوه راهپیمایی 22 بهمن ابرازداشت: این حضور قطعا نقشه های دشمن را نقش بر آب خواهد ساخت و موجب خضنودی دوستان و نا امیدی دشمنان و در راس آن آمریکا, اسراییل, انگلیس و سراب و حکام عرب که اعتقادشان ریشه در یهود دارد خواهد شد.

گفتگو از حسن نبات

انتهای پیام/ح

 

 

 

 

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.

برچسب ها :

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.