نامه سرگشاده/

از یک کارمند به رئیس یک ملت؛ رئیس جمهور محترم، دکتر روحانی

یکی از کارمندان سرابی طی یک نامه سرگشاده درد دلی را برای رییس جمهور کشورمان نوشته که درد دل اکثر سرابی هاست.

به گزارش صدای سراب, متن این نامه به شرح زیر است:

به نام خدا

لطفا از خوانندگان استدعا دارم پس از خواندن دست به دست کنید تا برسد به رئیس جمهور
سلام علیکم؛ امیدوارم حالتان خوب باشد و جسارت بنده برای نوشتن نامه به محضرتان، شما را مکدر نسازد؛ از اینکه سلسله مراتب را رعایت نمی کنم و مستقیم برایتان می نویسم عذرخواهی می کنم؛ هفته دولت را به جنابعالی تبریک عرض می کنم از شما دعوت می کنم اگر سفر استانی داشتید افتخار میزبانی به شهرستان سراب بدهید چرا که مردم ما به مهمان نوازی مشهورند ؛ امیدوارم برای خواندن ادامه نامه وقت داشته باشید.
آقای رئیس جمهور
اینجا شهرستان سراب است، سرابی که غنی از معادن، محصولات کشاورزی، دامی، لبنی و حتی دارای جاذبه های گردشگری است؛ شهرستان ما از قدیمی ترین شهرهای استان آذربایجان شرقی است؛ کارخانه نفلین سینت که در کل جهان شاید چند تا از این کارخانه ها وجود دارد را داریم؛ گرچه هنوز دودی از کارخانه بالا نمی رود و تکلیفش مشخص نیست، هیچ جای تفریحی ندارد همه اش شعار می دهیم باید جلوی آسیب های اجتماعی بایستیم ولی در عمل در فراهم کردن تفریح جوانانمان مانده ایم! حرفم گله و شکایت نیست ، حرفم این است که سراب از محروم ترین شهرها است، اوضاع مردم اینجا اصلا خوب نیست، آنقدرها را می شناسم که حتی به نان شب نیز محتاج هستند؛ قصدم سیاه نمایی و دادن بهانه دست آن ور آبی های ملعون نیست، قصدم تشریح شهری است که در ظاهر همه چیز دارد و در باطن آمار بیکاریش آنقدر بالاست که عده زیادی را آواره شهرهای دیگر کرده، این را من نمی گویم فقط کافی است نگاهی به آمار نفوس و مسکن سال قبل بیندازید متوجه درستی حرفم خواهید شد.
خجالت می کشم وقتی به چشم های پر از حرف پیرمردی نگاه می کنم که یارانه اش قطع شده دیگر حتی نان شب نیز ندارد، خجالت می کشم با مادری صحبت کنم که پولی برای خرید لباس مدرسه دخترش ندارد، خجالت می کشم با مادری صحبت کنم که هر روز زنگ می زند و می گویم اگر هیچ کاری هم نمی کنی لااقل به حرف هایم گوش بده که با چهار فرزند قد و نیم قد و همسر معلول هیچ چیز در خانه نداریم آب در قابلمه می ریزم و زیر اجاق را روش می کنم تا فرزندانم فکر کنند دارم برایشان غذا می پزم، قبل از این فکر می کردم این اتفاق در داستانها است و واقعی نیست؛ همین الان که دارم می نویسم این مادر پیر که روزی یک بار به اداره ما می آید آمد و  پیگیر قطعی یارانه اش شد حالش خو ب نیست به زحمت سه طبقه را بالا می آید …هزاران هزار مورد را چون این می بینم و کاری از دستم بر نمی آید ، مگر چند بار من کارمند می توانم کمک کنم، مگر چند بار همکارانم حاضر به پرداخت پول به این خانواده ها می شوند، مگر چند بار از سرم باز کنم و بفرستم کمیته امداد و بهزیستی که این روزها آنقدر مراجعه کننده دارند که از عهده شان خارج است،
من مانده ام شهرم این همه منابع طبیعی دارد ولی چرا هر روز به جای مساعد شدن اوضاع عقب گرد  می کند، من خودم کارمندم نمی گویم مسئولان کم کارند به هیچ عنوان این را نمی گویم؛ بارها دیده ام مسئولان از جیب خودشان به مستمندان کمک کرده اند بارها دیده ام انجمن های خیرین کمک کرده اند  ولی کافی نیست، جواب این همه نیازمند و بیکار را نمی شود با این پول ها داد؛ به قول همکارانم داریم گدا پروری می کنیم و اگر اینطور پیش برود اوضاع بهبود نخواهد  یافت باید راه دیگری بیابیم. دیشب در سخنانتان گفتید “اشتغال ایجاد می کنیم” از شما عاجزانه خواهش می کنم شهرستان سراب ما را هم از یاد نبرید، اینجا حال مردمانش خوب نیست، اگر اینطور پیش برود حال کارمندانش هم خراب می شود… شما را به خدا نگذارید  سرابی که روزی سرِ آب بود تبدیل به سراب پوچ شود.
ممنون و سپاسگزار از اینکه خواندید.

۳ دیدگاه

  1. در ادامه نظریه قبلی
    هرچند که انتقاد از دولت فعلی هم باید بشه و خیلی مسائل دولت به درستی نقد میشه.

  2. انتقاد از رئیس جمهور و دولت خیلی راحت تر شده مثل آب خوردن. همین طور انتشارش
    ای کاش انتقاد از کسای دیگه (خارج از دولت فعلی) و دولتهای قبلی هم در زمانی که سر کار بودن راحت تر بود و اجازه این کار رو میدادن

  3. هم و غم ریاست جهموری عزیز برجام نافرجام هست و لاغیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.