وبلاگ آی شلوغ نوشت: کتاب “لهوف” را از یاران حسین (ع) می خوانم و دلم کمی نرم شده است که ناگهان ناله دختر چهار ساله ام بلند می شود ، بابا کمک !!!  برمی گردم ، اولش عجیب خنده دار است ، دخترکوچک ، می خواسته بزرگی کند و پیراهنش را خودش در بیاورد ؛ ...
تاریخ مخابره: چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۴  |  زمان: ۱۶:۱۰ ب.ظ  | شماره خبر: 16869   

وبلاگ آی شلوغ نوشت:

کتاب “لهوف” را از یاران حسین (ع) می خوانم و دلم کمی نرم شده است که ناگهان

ناله دختر چهار ساله ام بلند می شود ، بابا کمک !!!

 برمی گردم ، اولش عجیب خنده دار است ، دخترکوچک ، می خواسته بزرگی کند و

پیراهنش را خودش در بیاورد ؛ نخی از یقه پیراهن گیر کرده است به گوشواره کوچکش .

هر چه تقلّا می کند گوشواره بیشتر کشیده می شود و گوشش حسابی سرخ شده .

 دوباره داد می زند بابا کمک !!!! …………

تبسّمم تمام نشده ، اشک در چشمانم جمع می شود .

حسین !! مگر تو بابا نبودی؟ مگر دخترِ تو “بابایی” نبود؟

مگر نانجیب ها دختر نداشتند بدانند ، گوش دختر سه ساله چه اندازه لطیف است و

 طاقت وحشیگری ندارد؟

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.

برچسب ها :

۱ نظر ارسال شده
ناشناس گفت:

یاحسین

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.