آخرین اخبار »» 

3 نظر درباره فرماندار سراب خواستار تخصیص کامل بودجه برای مسیر سراب به نیر شد / جاده سلامت نیازمند توجه دولت برای توسعه ظرفیت گردشگری شهرستان هست

  1. ۱ فصل اول افسانه اوغلان اوچان
    ……………
    فردا که
    رَصَد کنند
    یک ستاره
    در آسمان نخواهند یافت
    امشب همه را
    برای تو می چینم!.
    آن شب تصمیم گرفتم تا صبح بیدار بمانم و دو جلد دفتر خاطراتی که بوسیله پست برایم ارسال شده بود را بخوانم. ساعت ۹ شب شروع کردم به خواندن اولین دفتر، نوشته بود:« نرگس کاسه آب را گذاشت روی پله، با یک دست آستینم را گرفت. در حالیکه با پشت دست اشک هایش را پاک می کرد گفت: «داداش، تو را به این وقت عزیز قسم، بیا از خیر این سفر بگذر، دلم گواهی میده به صلاحت نیست.»
    کمی مکث کرد. قصد داشت اثر حرف هایش را در من ببیند، ادامه داد:« دلخوشی سفر به این شهر و اون شهر نیست. آدم باید دلش خوش باشه، و گرنه اگر شهری را چراغانی کنند که یک نفر را شاد کنند، نمی تونن دل افسردۀ اونو شاد کنند! اما اگر دلی شیدا شد، می تونه با شمعی، شهری رو شهر آشوب بشه!.»
    جمشید ناظر گفتگوی ما بود رویش را برگرداند و چند قدم دور شد تا نرگس آنچه در دل دارد بی پرده بیرون بریزد شاید بتواند مرا از رفتن منصرف کند. گفتم نرگس، مگه تو خودت مرا با آن حال و روز بد به بیمارستان نرسوندی و بستریم نکردی؟ آنهم با آن ماجراهای عجیب و غریبی که تعریف کردی. منکه حال خودم را نمی فهمیدم، اصلا”متوجه نشدم چی به چی هست تو خودت…حرفم را قطع کرد گفت:« هرکسی در اثر یک بیماری اضطراری، ممکنه راهی بیمارستان بشه، قرار نیست برای هر بیماری، مردم خونه و زندگی شون را وِل کنند آوارۀ دیارغربت بشن.»
    اشک جلوی چشمانش را می گرفت و او با پشت دستش تند تند آنرا پاک می کرد. به عنوان اتمام حجت گفتم، خونه رو که اجاره دادم، بلیط اتوبوس را هم گرفتم، آقایوسف هم مقدمات کارم را در روستاشون فراهم کرده، بنابراین همه چیز برای رفتنم تدارک دیده شده، حالا دیگه باید برم. در ضمن، قصد ندارم تا ابد اونجا موندگار بشم. هر چند وقت یکبارمیام بهتون سر میزنم. اگر صبور باشی و بیتابی نکنی، ماه به ماه نبودنم براتون عادت میشه…!.
    مانند کسی که دلش شکسته باشد و نتواند نفرین کند آه کشید و گفت: « گاهی فرصت ها می سوزن و از بین میرن. بعد از سوختن اونها، مشتی خاکستر به عنوان افسوس کف دستت می مونه که نمی دونی چیکارش کنی. حالا که نمی تونی بمونی برو، خدا نگهدارت.»
    بغض اش دوباره مانند رعد و برقی که چند لحظه پشت ابر پنهان شده باشد، شروع کرد به غریدن. هِق هِق گریه اش همراه کاسه آبی که پشت سرم پاشید، در فضای خالی کوچه پیچید. جمشید بخاطر غرور مردانه اش، نخواست اشک هایش را ببینم. بدون آنکه به صورتش نگاه کنم، او را در آغوش گرفتم بوسیدم و سوار تاکسی که بیرون در منتظرم بود شدم…».

  2. با احترام،
    این اثر را تقدیم می کنم به مردم شریف سراب و روستایِ با صفای ( میرکوه حاجی ) که باز نویسی افسانه عاشقانه:« اوغلان اوچان و کوه قَره قوش» در فضای این روستا و مردم خونگرم و مهمان نوازش، به پایانی در خور شأن انجامید.

  3. چون از طریق (ارتباط با ما) نشد مطلب را ارسال کنم از این طرق اقدام کردم به دست فرد مربوطه لطفا برسانید.
    بنام خدا
    با سلام خدمت شما
    بنده اهل قلم هستم و آخرین اثری که همین هفته پیش از من چاپ شد رمانی است با عنوان: ( اوغلام اوچان).
    این رمان باز نویسی افسانه اوغلان اوچان در باره کوه قره قوش از توابع شهرستان سراب روستای:( میر کوه حاجی) می باشد با داستانی عاشقانه با هدف شناساندن منطقه دیدنی سراب و روستای میر کوه حاجی و منطقه زیبای بند آن منطقه است بخاطر ارادتی که به دوستان خانوادگی ام آقایان یوسف و سیف الله افتخاری دارم و چند باری که مهمان خانواده خواهر گرامی شان در این روستا بودم و علاقه قلبی که به این روستا پیدا کردم.
    قرار بود این رمان را با مساعدت آقای یوسف افتخاری در یکی از انتشارات سراب چاپ کنیم اما نشد از طریق انتشارات ستاره جاوید که مدیر مسئول آن آقای ابراهیمی هستند چاپ شد. ۰۹۱۲۶۳۵۹۳۹۵
    هدفم از نگارش این مطالب از شما این است با توجه به امکانات و روابطی که با مسئولین محترم شهرستان سراب دارید کتاب را معرفی کنید به ایشان تا تعدادی را خریداری و و در اختیارنهاده و حتی شوراهای روستا قرار بدهند تا مطالعه شود. شدیداً به این نکته تاکید می کنم این رمان متفاوت با آن چیزی ست که تصور می کنید. رمان بقدری جذاب و پر اثه و عاشقانه است که محال است کسی به یکبار خواندن آن اکتفا کند.
    لازم به ذکر است هیچ بار مادی برای من ندارد اگر سودی عاید شود سهم ناشر است فقط بار معنوی آن شامل حال من است که اثرث که سه سال برای نوشتن اش زمان صرف کرده ام دیده و خوانده شود و منطقه میر کوه حاجی شناسانده شود. شماره تماس من ۰۹۱۲۵۱۳۵۹۷۱
    بخشهایی از کتاب را در همین قسمت خواهم آورد تا با مطالب آن آشنایی داشته باشید با این هدف که در تصمیم گیری تان مؤثر واقع شود. انشاالله